باز اندیشی آگاهانه

چگونه آنچه هست را بپذیریم (بدون تسلیم قدرت): ۱۰ نکته

چگونه آنچه هست را بپذیریم (بدون تسلیم قدرت): ۱۰ نکته

چگونه آنچه هست را بپذیریم (بدون تسلیم قدرت): ۱۰ نکته

افشای: این صفحه حاوی پیوندهای وابسته به شرکای انتخابی است. در صورتی که پس از کلیک کردن بر روی آنها خریدی انجام دهید، کمیسیون دریافت می کنیم.

با یک مشاور مشورت کنید تا به شما کمک کند همه چیز را همانطور که هستند بپذیرید. کافی است اینجا را کلیک کنید تا از طریق BetterHelp با یکی ارتباط برقرار کنید. .com.

آیا از آنچه فکر می‌کنید باید باشد ناراحت هستید؟

اگر چنین است، شما تنها نیستید.

بسیاری از مردم در پذیرش آنچه هست مشکل دارند. آنها ناامیدانه به آنچه فکر می کنند باید باشد می چسبند.

این نیاز به نگه داشتن چیزی که باید باعث رنج و ناراحتی زیادی شود. دنیا اغلب عادلانه یا منصفانه نیست. ما به عنوان مردم، دیدگاه خود از عدالت و انصاف را در جایی که بتوانیم از طریق ساختارها و قوانین اجتماعی به جهان تحمیل می کنیم.

اما در زندگی شخصی شما؟ خوب، این خیلی متفاوت است.

«من آدم خوبی هستم. منصفانه نیست که این اتفاق وحشتناک برای من رخ دهد.» حق با شماست. این نیست.

“من خیلی سخت کار می کنم، اما به سختی می توانم قبض هایم را پرداخت کنم! این درست نیست!» کاملا درست می گویید.

“من این شخص را خیلی دوست دارم و خیلی تلاش کردم، اما رابطه من باز هم شکست خورد.” متاسفانه گاهی اوقات اینطور می شود.

با یادگیری پذیرش آنچه هست، به جای چسبیدن به آنچه فکر می کنید باید باشد، می توانید بسیاری از احساسات منفی و ناراحتی طولانی مدت را کاهش دهید. شما این آزادی و قدرت را دارید که به جای زندگی در گذشته ای که برنمی گردد، قدم در چیز جدیدی بگذارید، انتخاب های جدیدی داشته باشید و راهی به جلو بیابید.

اولین چیزی که باید فهمید این است…

۱. پذیرش آنچه هست به این معنی نیست که از همه احساسات منفی دوری می کنید.

چیزهای خوب اتفاق می افتد و ما احساس خوبی داریم. اتفاقات بدی می افتد و ما احساس بدی داریم. این یک بخش کاملاً طبیعی از تجربه انسانی است.

متاسفانه، افراد بسیار زیادی با وسواس به دنبال شادی سعادتمندانه هستند، جایی که دیگر مجبور نخواهند شد احساسات منفی را تجربه کنند. این غیر منطقی و غیر واقعی است.

بعضی از مردم همیشه با لبخند بر لب راه می روند و این تصویر را ارائه می دهند که همیشه خوشحال هستند. با این حال، مردم واقعاً آن را عجیب نمی‌دانند. از سوی دیگر، ما به افراد غمگین نگاه می کنیم و به این فکر می کنیم که چه مشکلی با آنها وجود دارد که همیشه اینقدر ناراضی هستند.

افراد در خلاء عاطفی وجود ندارند. یادگیری پذیرش آنچه هست، همیشه شما را خوشحال نمی کند. هیچ چیز این کار را نخواهد کرد. شما هنوز هم دلشکستگی، غم و اندوه، درد و همه احساسات منفی دیگری را که فقط با زندگی کردن به وجود می آیند، تجربه خواهید کرد.

و اشکالی ندارد! در واقع، بهتر از خوب است! احساسات منفی به شما می گویند که چیزی اشتباه است و باید تغییر کند. آنها نشانه ای از سفر زندگی شما برای ایجاد نوع زندگی مورد نظر و پرورش شادی در زندگی شما هستند.

مشکلات زمانی به وجود می آیند که آن موقعیت ها و احساسات منفی را تجربه می کنید و تصمیم می گیرید فقط با چسبیدن به آنچه فکر می کنید باید باشد، در آنجا زندگی کنید. در عوض، احساساتی را که باید احساس کنید، احساس کنید و سپس آنها را رها کنید. برای ادامه درد، انگشتان خود را به زخم های قدیمی فشار ندهید.

۲. جریان زندگی را در آغوش بگیرید.

چند چیزهایی در زندگی برای شما اتفاق می افتد که بسیار خارج از کنترل شما هستند. شما هیچ نظری در مورد اینکه چگونه آنها برای شما اتفاق می افتد نخواهید داشت. تنها انتخابی که خواهید داشت نحوه واکنش شما به موقعیت است.

برای مثال، فرض کنید یک روز در محل کار به دفتر رئیس دعوت می شوید و او به شما اطلاع می دهد که اخراج شده اید. شما کنترلی روی آن ندارید. حتی رئیس شما ممکن است کنترلی روی آن نداشته باشد. این ممکن است هر چیزی باشد، از عوامل اقتصادی گرفته تا کلاه گیس های بزرگ در شرکت که تصمیم می گیرند سایزشان را کاهش دهند.

تنها قدرتی که در آن موقعیت دارید این است که انتخاب کنید چگونه پاسخ دهید.

شما ممکن است احساس عصبانیت، ترس، غمگینی یا هر احساس منفی دیگری داشته باشید. اما واقعا چه فایده ای دارد؟ آیا غمگین بودن کار را آسان تر می کند؟ آیا عصبانی بودن شغل شما را برمی گرداند؟ آیا ترس شما را وارد یک کار جدید می کند؟ نه. پاسخ همه این سؤالات منفی است.

و بدتر از آن این است که یک پاسخ منفی ممکن است دیگران را ناامید کند. شاید رئیس شما مایل بود توصیه نامه ای به شما بدهد یا از فرصت شغلی اطلاع داشته باشد که ممکن است برای آن مناسب باشید، اما اگر عصبانیت خود را بر سر آنها خالی کنید، به شما کمکی نمی کنند.

آنچه را که زندگی به شما می‌دهد را بپذیرید، حتی وقتی وحشتناک است. به خصوص وقتی وحشتناک است. قدرت شما در توانایی شماست که با آغوش باز از آن استقبال کنید و بفهمید چگونه از آن به جلو حرکت کنید.

۳. به دنبال فرصت های رشد باشید.

سختی‌های زندگی محیطی ارزشمند برای رشد و پیشرفت شخصی برای شما فراهم می‌کنند. بگذارید آن چیزهای دشوار به عنوان یک کاتالیزور برای شما باشد تا چیزهای جدید را امتحان کنید، به دنبال مسیرهای مختلف بگردید و بر موج این چیز کوچک به نام زندگی سوار شوید.

ممکن است به کمک بیشتری نیاز داشته باشد. به عنوان مثال، ممکن است به یک مربی برای یافتن راه خود در یک موقعیت دشوار، یک درمانگر برای مقابله با تروما، یا یک گروه حمایتی نیاز داشته باشید تا درک شود.

این بدان معنا نیست که شما به نحوی لیاقت این چیزهای وحشتناک را داشتید یا باید به آنها به چشم مثبت نگاه کرد. خیر. همیشه چیزهای وحشتناکی برای افراد بی گناه اتفاق می افتد. این عادلانه نیست. این فقط نیست. این هدیه ای از جانب خدا یا هر گونه بیماری مشابه دیگری نیست. این در مورد گرفتن قدرت شما و حرکت به جلو از آن است. این به جای اینکه قربانی شرایط باشد، بازمانده از شرایط است.

۴. پذیرش به معنای تایید نیست.

یک مانع عمده که بسیاری از افراد هنگام کار بر روی پذیرش با آن مواجه می شوند این ایده است که پذیرش به معنای تایید است. انجام نمیدهد. همچنین نباید به معنای عدم تایید باشد.

نگاه کردن به یک موقعیت با تایید یا عدم تایید، قضاوت است. ممکن است اصلا قضاوت لازم نباشد. شما مجبور نیستید چیزی را تأیید یا رد کنید تا فقط بپذیرید که اتفاق افتاده است و آنچه اتفاق افتاده خارج از کنترل شما است.

از خود بپرسید، آیا باید در این مورد قضاوت کنم؟ آیا لازم است در مورد این موضوع نظری داشته باشم؟» و اگر ندارید، از افتادن در دام فکر کردن به مشکل در آن زمینه اجتناب کنید.

۵. با نداشتن هیچ توقعی از طبیعت معیوب چیزها انتظار داشته باشید و آنها را بپذیرید.

همه چیز ایراداتی دارد. هر فردی عیب هایی دارد. گاهی اوقات افراد به دلایل منفی، مانند طمع یا قدرت، کارهای بد انجام می دهند. از سوی دیگر، گاهی اوقات افراد نه به خاطر بدخواه بودن، بلکه به این دلیل که انسان هستند و گاهی تصمیمات بدی می گیرند، دست به کارهای غیر حساس می زنند. احتمالاً خودتان این کار را کرده‌اید.

آنها ممکن است به دلیل مشکلات خود در دام الگوهای منفی اسیر شوند. ممکن است آنها فکر می کردند که تصمیم درستی می گیرند اما این کار را نکردند.

آنها همچنین می‌توانستند کاملاً غافل باشند که چگونه اعمالشان ممکن است بر شما تأثیر بگذارد. بسیاری از مردم از نظر احساسی باهوش نیستند و ممکن است کارهای اشتباه یا غیر حساسی انجام دهند زیرا چیز بهتری نمی دانند.

ساده‌ترین راه برای پذیرش این واقعیت این است که فقط درک این موضوع است که همه چیز می‌تواند با خود منفی به همراه داشته باشد. در موقعیتی قرار نگیرید که انتظار داشته باشید همه چیز شگفت‌انگیز باشد، به خوبی کار کند، یا اینکه هرگز وجود ندارد. هر کدام از همه چیزهای بزرگی که ممکن است اتفاق بیفتند و ممکن است رخ ندهند. به هر حال، آن نتیجه چیزی است که خارج از کنترل شماست.

تنها چیزی که می‌توانید کنترل کنید این است که چگونه به آن موقعیت واکنش نشان می‌دهید.

۶. ذهن آگاهی خود را توسعه دهید و تمرین کنید.

ذهن‌آگاهی یک عمل عمدی از آگاهی فعلی است. این برای پذیرش آنچه هست مفید است زیرا بر آنچه در لحظه می گذرد تمرکز می کند.

موقعیت‌های زیادی وجود دارد که در آن افراد به سختی می‌توانند آنچه را که هست بپذیرند زیرا ریشه در گذشته یا آینده دارد. به عنوان مثال، شخصی که در گذشته به او ظلم شده است ممکن است همچنان از اتفاقی که برای او افتاده است عصبانی باشد. به همین ترتیب، فردی که اخیراً مبتلا به بیماری مزمن تشخیص داده شده است، ممکن است به دلیل عدم اطمینان و ترس از آینده در انکار باشد.

اگر هر دو نفر راهی برای تغییر تمرکز خود پیدا نکنند، می‌توانند سال‌ها در دام آن احساسات منفی بمانند. بله، منطقی است که به خاطر اشتباه قبلی که در حق شما انجام شده عصبانی باشید. بله، منطقی است که از آینده ای نامشخص بترسید. هنوز، آن احساسات منفی در حال حاضر به آن شخص کمکی نمی‌کند یا سودی ندارد.

مواظب بودن به این معناست که به زمان حال برگردید تا با آنچه در این لحظه در اینجا وجود دارد، مقابله کنید. این به پذیرش کمک می کند زیرا شما از آن احساسات طاقت فرسای گذشته و آینده که می توانند حال شما را تحریف کنند فاصله می گیرید.

۷. این نیز خواهد گذشت.

“این نیز خواهد گذشت.” نقل قولی با تاریخچه نامشخص است که شامل همه چیزهایی است که در مورد پذیرش می توان گفت. تمام دردها و رنج ها، شادی ها و غم ها، پیروزی ها و شکست ها، حتی خود زندگی – خواهد گذشت. دیر یا زود می گذرد.

چیزی که در حال حاضر تجربه می کنید؟ خواهد گذشت. ممکن است بهتر نشود. ممکن است بدتر نشود. ممکن است مانند برگی که در رودخانه به پایین دست منتقل می شود، جاری شود.

این مانترا زمانی می‌تواند مفید باشد که در آن لحظه غرق شوید. به خود یادآوری کنید که این نیز خواهد گذشت، می تواند شما را در زمانی که اوضاع به خوبی پیش نمی رود، آرام و آرام نگه دارد. پذیرش همچنین می تواند شما را از آنچه در زمان حال دارید بیشتر قدردانی کند.

وقتی برای قدردانی از آنچه در لحظه قبل از گذشت متوقف می‌شوید، شادتر و راضی‌تر بودن بسیار آسان‌تر است.

۸. چرا من نه؟

افرادی که با پذیرش آنچه که هست مشکل دارند، ممکن است با عادلانه بودن همه چیز دچار مشکل شوند. بنابراین ممکن است از خود سؤال کنید: “چرا من؟”

اما این واقعاً سؤال درستی نیست.

سوال درست این است، “چرا من نه؟” میلیاردها نفر در این سیاره وجود دارند که همه چیز را تجربه می کنند. برخی بزرگ هستند، برخی نه. برخی شاد و برخی وحشتناک هستند. هر روز چیزهای خوب برای افراد عادی اتفاق می افتد، پس کارهای وحشتناک انجام دهید.

چرا من نه؟ چه چیزی من را در میان آن میلیاردها نفر خاص می کند که بتوانم به نحوی از دردها، آزمایش ها و مصائب ناشی از تلاش برای زندگی کردن اجتناب کنم؟ حتی فردی که عالی ترین زندگی را داشته باشد، این شرایط را تجربه خواهد کرد. درد از دست دادن یکی از عزیزان یا یک تغییر چشمگیر که بسیار خارج از کنترل آنها است.

این وسوسه انگیز است که به خود تاسف بخوریم و بپرسیم: «چرا من؟ چه کار کردم که مستحق این کار بودم؟» و پاسخ ممکن است “هیچ” باشد زیرا زندگی گاهی اوقات به همین شکل می گذرد.

۹. پذیرفتن به معنای بخشیدن و فراموش کردن نیست.

پذیرش با بخشش یکسان نیست. اگر کسی به شما بدی کرد، مخصوصاً به روشی آسیب زا، پذیرفتن اتفاقی که برای شما افتاده است باعث نمی‌شود که او از اعمال خود دست بکشد. شما حق کامل دارید که آسیبی را که آنها به شما وارد کرده اند، می توانند به شما وارد کنند، محدود کنید، یا به دنبال عدالت برای اشتباهی که ممکن است مرتکب شده باشند.

تمرین پذیرفتن به منزله درب منزل نیست، اگرچه برخی ممکن است آن را اینگونه تفسیر کنند. هنگامی که در پذیرش موفق شدید، ممکن است ببینند که چگونه اجازه می‌دهید چیزها بیایند و بروند و فکر کنند که می‌توانند از آن استفاده کنند. اما به آنها اجازه نده مرزها ضروری هستند زیرا افراد ممکن است به خوبی سعی کنند از آن استفاده کنند.

پذیرش به معنای انفعال نیست. این دوگانگی جالب است که هر دو چیزهایی را که هستند بپذیریم، با این حال هنوز تصمیم می‌گیریم برای بهتر کردن آنها بجنگیم. وقتی به یاد می آورید که پذیرش به معنای تایید نیست، کمتر گیج کننده است.

۱۰. به تمرین ادامه دهید.

تلاش منظمی برای تمرین پذیرش در زندگی خود انجام دهید. احتمالاً برای مدتی نتایجی را نخواهید دید. ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا بتوانید از آنچه می آید استقبال کنید و سپس آن را در راه بفرستید.

با این حال، پذیرش به‌عنوان یک روش زندگی چیزی است که با تمرین آسان‌تر می‌شود. در نهایت، ممکن است متوجه شوید که چیزها آنقدر عمیق بر شما تأثیر نمی‌گذارند، زیرا متوجه می‌شوید که بسیار موقتی هستند، و بنابراین چندان مهم نیست.

و البته، برخی چیزها بزرگتر از دیگران هستند. برخی چیزها را نمی توانید بپذیرید و اجازه دهید از کنار شما عبور کنند. اشکالی ندارد این فقط بخشی از انسان بودن است.

می خواهید بتوانید آنچه هست را بپذیرید و از آن حرکت کنید؟ امروز با یک مشاور صحبت کنید که می تواند شما را در این روند راهنمایی کند. به سادگی اینجا را کلیک کنید برای ارتباط با یکی از مشاوران مجرب در BetterHelp.com.

همچنین ممکن است این موارد را دوست داشته باشید:

منبع: ایران نگاه ،آموزش

محمدرضا حفظی

گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا