روح

چگونه با قدم زدن در مسیر نجیب هشتگانه به نیروانا برسیم

چگونه با قدم زدن در مسیر نجیب هشتگانه به نیروانا برسیم

لطفاً توجه داشته باشید که وقتی از نیروانا در این مقاله نام برده می شود، در مورد گروه گرانج دهه ۹۰ صحبت نمی کنیم. بله، آن‌ها عالی بودند، اما ما در اینجا به یک فضای بزرگ بودایی وارد می‌شویم.

چرخی را تصور کنید که دارای هشت پره است که همگی توسط یک توپی مرکزی به هم متصل شده اند. هر یک از آن پره ها ابزار مفیدی است که به شخص کمک می کند تا به سمت روشنگری حرکت کند، با هر سخنوری که هدف خاص خود را دارد.

مسیر هشتگانه نجیب معمولاً به این صورت است: به عنوان یک ابزار مفید پر از دستورالعمل های مثبت در مورد رفتارهای مناسب و سودمند.

برخلاف سایر مذاهب که فداییان را با فهرست غول‌پیکر «نباید» مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، بودیسم این راهنمای ملایم را ارائه می‌کند که می‌تواند به مردم کمک کند راه خود را در حالی که در مه خاکستری وجود زمینی در هم می‌روند، بیابند.

نیروانا در مقابل سامسارا

قبل از اینکه در خود مسیر شیرجه بزنیم، بیایید خود را با برخی اصطلاحات آشنا کنیم.

در بودیسم، هدف معنوی نهایی برای تلاش، پایان دادن به چرخه دشوار و دردناک تولد دوباره است که به سامسارا معروف است.

سامسارا به عنوان آتش سه گانه هذیان، طمع و نفرت تعریف شده است. تا زمانی که یک روح از این سموم رها نشده است، آنها به این سطح مادی گره می خورند و باید بارها و بارها تا زمانی که به روشنایی برسند، دوباره متولد شوند.

آنها با نفرت، جهل، خواسته ها و ظلم ها به زنجیر کشیده شده اند و در نتیجه نسبت به واقعیت یگانگی جهانی کور شده اند.

اگر روحی بتواند خود را از این جهل چشمگیر و حریصانه رهایی بخشد، این فرصت را دارد که به نیروانا برسند: حالتی از وجود که در آن روح به هیچ چیز محدود نمی شود.

یکی از روش‌هایی که در آن به تصویر کشیده شده است، شعله‌ای درخشان است که در نیستی/همه معلق است. این در پایان یک مسابقه یا شمع یا هر چیز دیگری نیست: فقط نور است، به تنهایی.

چهار حقیقت شریف

اکنون، قبل از اینکه وارد مسیر هشتگانه شویم – که راهنمایی است که می تواند به مردم کمک کند خود را از سامسارا رهایی بخشند – باید نگاهی به چهار حقیقت شریف بیندازیم.

بسیاری از مردم به اشتباه بر این باورند که بودیسم افسرده کننده یا منفی است، زیرا تمرکز بسیار زیادی بر رنج می گذارد.

این پیش‌تصور به‌سرعت از بین می‌رود هنگامی که مردم واقعاً کمی عمیق‌تر در فلسفه کاوش می‌کنند، اما اکثر ما در غرب بسیار غرق در “شادی همیشه” هستیم. این تصور که نشستن با چیزهایی مانند آسیب، اندوه، ترس، و خیانت می تواند ناراحت کننده و چالش برانگیز باشد. ، و صادقانه و با دلسوزی با آنها روبرو شوید.

بودا تعیین کرد که چهار حقیقت نجیب وجود دارد که اساس واقعیت ما را تشکیل می دهد. به طور خلاصه، آنها به شرح زیر هستند:

اولین حقیقت شریف: رنج وجود دارد

وقتی اکثر ما به کلمه “رنج و رنج” فکر می کنیم، آن را به داشتن یک مشکل جدی وحشتناک مانند شکستگی استخوان ران یا گیر افتادن در یک منطقه جنگی تشبیه می کنیم.

مفهوم بودایی از رنج کاملاً متفاوت است و به چیزهای به اصطلاح “منفی” مربوط می شود که ما عموماً به صورت روزانه احساس می کنیم.

اضطراب، استرس، آشفتگی درونی: همه آن احساساتی که می توانند حس کلی نارضایتی را القا کنند.

در ابتدایی ترین سطح، می توان آن را به عنوان عدم تحقق توصیف کرد. عدم وجود آرامش درونی.

دومین حقیقت شریف: دلایل (مسیرهایی) برای رنج شما وجود دارد

#۲ در اینجا همه چیز در مورد تعیین این است که چه چیزی باعث رنج شما می شود.

همان‌طور که یک شفادهنده برای درمان مؤثر یک بیماری باید علت اصلی بیماری را جستجو کند، شما باید آنچه را که باعث رنج شما می‌شود مشخص کنید، تا بتوانید آن را از سرچشمه خلاص کنید.

از آنجایی که رنج هر فردی متفاوت است، تشخیص اینکه چه چیزی شما را به عنوان یک فرد رنج می‌دهد بسیار مهم است. این به شما امکان می دهد تغییرات مورد نیاز را ایجاد کنید تا بتوانید به سمت صلح حرکت کنید.

سومین حقیقت شریف: رفاه وجود دارد

این برعکس، یا بهتر است بگوییم مکمل اولین حقیقت شریف است. همانطور که مهم است که بپذیریم و بپذیریم که رنج یک چیز واقعی است، مهم است که بپذیریم و بپذیریم که شادی نیز واقعی است. دانستن واقعی بودن آن به شما هدفی محکم می دهد که برای آن تلاش کنید.

چهارمین حقیقت شریف: مسیر خود را به سوی رفاه مشخص کنید

باز هم، این بازتاب مسیر قبلی است. درست مانند اولی که اذعان می‌کند که رنج وجود دارد، این مورد نیز نشان دهنده این واقعیت است که یک مسیر خروج از طعم خاص رنج شما وجود دارد.

هدف شما در اینجا جستجوی ریشه‌های همه چیزهایی است که باعث درد و رنج شما می‌شوند، تا بتوانید آنها را از منبع آنها جدا کنید.

اگر یک جنبه خاص از رنج شما ناشی از نوع خاصی از رفتار باشد، تغییر آن رفتار به آن نوع رنج پایان می‌دهد.

به این فکر کنید: در دست خود احساس درد می کنید. چرا؟ زیرا ذغال سنگی در آن وجود دارد. چرا زغال سوزان در دست شماست؟ شما به حمل آن عادت کرده اید.
اگر آن را رها کنید چه اتفاقی می افتد؟ خوب، سوزش متوقف می شود و درد بهبود می یابد.

در نهایت، با تصدیق و پذیرش این چهار حقیقت، سالک نقشه راه کاملاً محکمی به سوی آرامش درونی و شادی.

حتی ناراحت کننده ترین شرایط را می توان به عنوان فرصت های یادگیری در نظر گرفت. نکته کلیدی این است که مسیر شخصی خود را به سوی رفاه مشخص کنید، زیرا تجربه شما در این زندگی کاملاً منحصر به شماست.

آنچه برای یک فرد کار می کند برای دیگری جواب نمی دهد، زیرا تجربیات زندگی بسیار متفاوت است.

اما آنچه در همه مسیرها مشترک است، توانایی روشن شدن با دستورالعمل های هشتگانه ای است که بودا ۲۵۰۰ سال پیش ارائه کرد.

همچنین ممکن است دوست داشته باشید (مقاله در زیر ادامه دارد):

مسیر نجیب هشتگانه

۱. درک درست (Samma ditthi)

این را می‌توان به عنوان “دیدگاه درست” نیز تعبیر کرد و اساساً مربوط به دیدن چیزها آنگونه که هستند و درک آنها در سطحی اساسی است.

بسیاری از مردم جهان را از طریق مه ای می بینند که از ایده های از پیش ساخته شده، تعصبات خود، یا تلقینات فرهنگی ساخته شده است، نه از طریق آگاهی و درک واقعی، که به طور کلی منجر به درگیری کلی با دیگران می شود.

هدف اساسی این مسیر حذف تفکر هذیانی، سردرگمی و سوء تفاهم است.

ما به دنبال درک این هستیم که چگونه رنج ایجاد می‌شود: نه فقط رنج خود، بلکه دیگران.

وقتی می‌توانیم علل رنج خود را ببینیم، می‌توانیم از آن علل به سوی خوشبختی عبور کنیم… و وقتی دیدیم دیگران چگونه رنج می‌برند، می‌توانیم آنها را ببخشیم، و امیدواریم به آنها کمک کنید به سمت شادی حرکت کنند.

اکنون، به خاطر داشته باشید که این نوع درک با خواندن یک سری کتاب های خودیاری اتفاق نمی افتد.

این در مورد استفاده از تجربه شخصی شما و از طریق آگاهی واقعی از دنیای اطراف شما است.

بسیار نادر است که موقعیتی را تا زمانی که به طور مستقیم آن را زندگی نکرده باشیم و در حین تجربه آن بسیار حاضر و آگاه باشیم، واقعاً درک کنیم.

وقتی نوبت به موقعیت‌های دشوار می‌رسد – آنهایی که اغلب باعث ایجاد نوعی رنج می‌شوند – واکنش فوری اکثر مردم این است که هر کاری می‌توانند برای کاهش واقعیت شرایط خود انجام دهند.

آنها ممکن است دچار انکار شوند، یا حواس خود را پرت کنند، یا احساسات خود را با مواد مختلف بی حس کنند.

فقط با باز نگه داشتن چشمان خود نسبت به واقعیت تجربه شده است که می توان درک واقعی را به دست آورد.

انجام این کار بسیار دشوار است، اما هر کاری که ارزش انجام دادن دارد با درجه‌ای از سختی همراه است، نه؟

۲. اندیشه درست (Samma sankappa)

این یکی به عنوان تفکر درست یا نیت درست نیز شناخته می شود. این مربوط به جایی است که ما اجازه می دهیم افکارمان در پیچ و خم بچرخد، زیرا اجازه دادن به تخیلات ما می تواند بر بسیاری از جنبه های زندگی روزمره ما تأثیر بگذارد.

فکر می‌کنید چقدر زمان در سر خود می‌گذرانید؟

چه پیش‌بینی اتفاقات وحشتناک (که باعث ایجاد انواع اضطراب می‌شود)، پخش مجدد درگیری‌هایی که اتفاق افتاده است، یا برنامه‌ریزی چیزهایی که **ممکن است** بگویید اگر در سناریوی خاصی قرار داشته باشید، هیچ یک از این موارد واقعی نیست. آن لحظه خاص.

شما به جای آگاه بودن و حضور در این لحظه کنونی، تحت تأثیر پیچ و خم های ذهنی غیرمولد هستید. >.

با فکر درست، هدف این است که حفظ تمرکز روی کاری که انجام می دهید در حال حاضر، به جای اینکه اجازه دهید به هم ریختگی و آشفتگی مغز، سلامت عاطفی شما را خراب کند.

این امر مخصوصاً زمانی صادق است که متوجه شوید می‌توانید روی موضوعی متمرکز شوید، به‌ویژه موضوعی که شما را آزار داده است.

به عنوان مثال، فرض کنید شخصی تصویر ناراحت کننده ای را در رسانه های اجتماعی پست می کند. بله، شما را ناراحت می کند، اما اگر این ناراحتی را برای ساعت ها/روزها در ذهن خود تکرار کنید، همه چیز در زندگی شما از تعادل خارج می شود.

شما می توانید در لحظه ناراحت شوید، و سپس آن را رها کنید، و به آنچه سازنده، ضروری و مهربان است فکر کنید.

اگر متوجه شدید که در رها کردن افکار مزاحم و تهاجمی مشکل دارید، این فرصت خوبی برای یادگیری مراقبه ذهن آگاهی.

۳. گفتار راست (Samma vaca)

این را می توان خیلی ساده خلاصه کرد: “احمق نباش.”

برای گسترش این موضوع، لحظه‌ای به این فکر کنید که وقتی دیگران با شما ناخوشایند صحبت کردند، چه احساسی داشتید.

بیشتر ما چیزهای واقعاً دوست داشتنی ای را که مردم به طور منظم به ما می گویند (یا درباره ما می گویند) فراموش می کنیم، اما چیزهای وحشتناک را با وضوح نسبتاً شگفت انگیزی به یاد می آوریم.

به طور کلی، مردم به یاد می‌آورند که شما چه احساسی در آنها ایجاد کرده‌اید، و اگر به آنها احساس بی‌ارزشی، ناخواسته یا وحشتناکی دهید، این احساسات می‌تواند بر کل زندگی آنها تأثیر بگذارد.

این جایی است که Right Speech (معروف به ارتباط درست) وارد می شود. شما می خواهید چیزهایی بگویید که نه تنها به رهایی شما از رنج کمک می کند، بلکه برای رفاه دیگران نیز معجزه می کند.

تلاش‌های اصلی بودا این است که صادقانه صحبت کند، با زبان چنگال صحبت نکند، ظالمانه صحبت نکند، و اغراق نکند/تزیین کند.

بنابراین اساساً: دروغ نگویید، آنچه می گویید را بسته به مخاطبی که دارید تغییر ندهید، ظالم یا دستکاری نکنید، و اغراق نکنید، به خصوص در مورد دستاوردهای خود.

هدف این است که با هر کلمه ای که می گویید صادق، صادق و مهربان باشید. اگر نمی توانید این ویژگی ها را تجسم کنید، بهتر است سکوت کنید.

۴. عمل راست (Samma kammanta)

این یکی بر رفتارهای ما حاکم است. اقداماتی که ما به صورت روزانه انجام می دهیم. در نهایت، ما باید تلاش کنیم که هم با دیگران و هم نسبت به خود مهربانانه رفتار کنیم.

در بودیسم، ذهن آگاهی تقریباً تمام جنبه های زندگی ما را در بر می گیرد، و اقدام صحیح شامل این نوع از ذهن آگاهی است.

چرا؟ زیرا تا زمانی که خواب نباشیم، از لحظه‌ای که بیدار می‌شویم تا زمانی که دوباره به خواب برویم، کاری انجام می‌دهیم.

در این کار، ما این اختیار را داریم که آگاهانه و دلسوزانه عمل کنیم یا فقط بدون فکر عمل کنیم. (چند بار شنیده اید که شخصی از شرایط خود یا نتیجه منفی با بهانه “فکر نمی کردم!” اظهار تاسف کند؟)


با آگاهی از اینکه چگونه اعمال بر دیگران تأثیر می گذارد، می توانیم تعیین کنیم که چه زمانی و آیا کاری انجام می دهیم که ممکن است به ما یا سایر افراد آسیب برساند.

این می‌تواند رفتار بی‌احترامی با کسی باشد، زیرا در حال حاضر گرفتار بی‌احترامی خود هستید، از پرداخت وعده‌های خود به دیگران دوری می‌کنید، زیرا ترجیح می‌دهید پول را برای خود نگه دارید، و از قول‌ها سرپیچی کنید… هر چیزی. مانند آن.

با انجام این نوع اعمال، نه تنها به طرف مقابل آسیب می‌رسانید، بلکه با ایجاد کارمای منفی به خود آسیب می‌رسانید.

اقدام صحیح همچنین بر انتخاب‌هایی که به صورت روزانه انجام می‌دهید، کنترل می‌کند. ما به موضوعات گسترده ای فکر می کنیم که از هر تصمیمی که می گیریم منتشر می شود، و اینکه چگونه هر کاری که انجام می دهیم بر دیگران تأثیر می گذارد.

مثال: آیا می‌دانید لباس‌هایی که خریداری کرده‌اید از نظر اخلاقی ساخته شده‌اند؟ یا در عرق فروشی؟ آیا شکلاتی که خوردید منصفانه است؟ در غیر این صورت، کودکان کشورهای در حال توسعه، که هرگز آنها را نخواهید دید، رنج می برند تا بتوانید آن را بخورید.

زندگی از نظر اخلاقی و آگاهانه می‌تواند دشوار باشد، اما زمانی که متوجه می‌شوید که اقداماتی که انجام می‌دهید، بذر ملایمت و شفقت را می‌کارید، بسیار فراتر از آنچه تصور می‌کنید، رهایی بخش است.

۵. معیشت صحیح (Samma ajiva)

اصلی ترین تعریف این است: شغلی را انتخاب نکنید که به سایر موجودات زنده آسیب برساند.

اگر شغل واقعاً عالی دارید، اما شرکتی که در آن کار می‌کنید با ظلم به حیوانات، یا تجارت اسلحه/اسلحه یا هر اقدام غیراخلاقی دیگری درگیر است، شما همچنین از طریق ارتباط باعث آسیب می‌شوید. شما یکی از چرخ دنده هایی هستید که باعث می شود دستگاه کار کند.

معیشت درست به این معنی است که زمان و تلاشی که برای دنیا می گذارید باید محترمانه، اخلاقی باشد و به دیگران آسیبی نرساند.

در این عصر آشفتگی اقتصادی و سیاسی، برخی از مردم راحت‌تر می‌توانند چشم خود را بر پیامدهای گسترده اقدامات مختلف ببندند، زیرا آنقدر صدمه و ترس وجود دارد که نگران این هستند که چگونه فردی در طرف مقابل از جهان تحت تاثیر شغل آنها فقط یک بار دیگر است.

موضوع این است که دانستن این موضوع که فرد دیگری از کار روزمره خود آسیبی نمی بیند، در واقع رنج شخصی زیادی را کاهش می دهد.

هیچ معضل اخلاقی روزانه وجود ندارد، هیچ روح عمیقی وجود ندارد که بداند کاری که انجام می‌دهید باعث آسیب مستقیم (یا غیرمستقیم) به موجود زنده دیگری می‌شود.

در عوض، اگر کاری که انجام می‌دهید بر دیگران تأثیر می‌گذارد – مثلاً اگر برای یک سازمان غیرانتفاعی کار می‌کنید که به مردم، حیوانات یا محیط‌زیست کمک می‌کند – شادی عمیقی وجود دارد که از دانستن این موضوع سرچشمه می‌گیرد. کمک می کنند.

کدام را ترجیح می دهید؟

۶. تلاش درست (Samma vayama)

مممی در اطراف وجود دارد که در آن پدربزرگ و مادربزرگ یک کودک به آنها می‌گوید که دو گرگ در قلبشان در حال نبرد هستند: یکی نشان دهنده حرص، نفرت، ظلم و نادانی است، و دیگری مظهر شفقت، عشق، شادی، و صلح کودک می پرسد کدام گرگ در این نبرد پیروز می شود و پاسخ این است: “آنی که تو به آن غذا می دهی.”

زندگی با تلاش درست را می توان به عنوان انتخاب گرگ مهربان تر و دوست داشتنی تر برای تغذیه در نظر گرفت.

یک چشم‌انداز دیگر این است که ویژگی‌های مثبت را به‌عنوان دانه‌هایی ببینیم که با نور و لطافت فراوان کشت می‌شوند.

این همچنین فرصتی برای شماست تا صبور باشید و دلسوز باشید نسبت به خودتان.

احساسات منفی بدون شک بروز خواهند کرد، اما نحوه برخورد شما با آنها مهم است. دادن قدرت و قدرت به آنها اغلب به آنها اجازه می دهد رشد کنند، و سرزنش خود به خاطر داشتن آنها برای هیچ کس فایده ای ندارد.

از افکار خود آگاه باشید، و برای شفا دادن آنهایی که منفی هستند، تلاش کنید، و نور و قدرت را در افکاری که می توانند بهترین ها را برای همه الهام بخشند، بپاشید.

۷. ذهن آگاهی درست (Samma sati)

ما در مورد تمرکز حواس زیاد صحبت می‌کنیم، اما گاهی اوقات می‌توان از این بخش خاص به عنوان آگاهی نیز یاد کرد.

در حالی که اغلب از ذهن آگاهی به عنوان حضور کاملاً در لحظه یاد می شود، منظور ما در اینجا این است که قلب و ذهن خود را برای آگاهی از آنچه در حال وقوع است و تأثیر آن در هر سطحی بر شما باز می کند، باز کنید.

این می‌تواند بینش و درس‌های فوق‌العاده‌ای به شما بدهد، که به نوبه خود می‌تواند به شما کمک کند در آرامش و شادی زندگی کنید و در عین حال از رنج فراتر بروید.

شما فقط برای فرار از استرس امتحان یا ممیزی مالیاتی آتی مراقب نیستید: این موضوع بسیار گسترده تر و فراگیرتر از آن است.

وقتی در ذهن آگاهی درست زندگی می کنید، از طبیعت بودای اصیل خود بهره می برید. شما در بدن، ذهن و روح مراقب هستید.

ذهن‌آگاهی در بدن به شما امکان می‌دهد هم احساسات دردناک و هم لذت‌بخش را متوجه شوید و آن‌ها را از کل تجربه زندگی حذف کنید.

ذهن‌آگاهی به شما امکان می‌دهد تشخیص دهید که در طول روز افکار زیادی خواهید داشت، اما این قدرت را دارید که خشم، حسادت، و کینه را کنار بگذاریم، در حالی که متانت، شفقت، و شادی را حفظ کنیم.

۸. تمرکز درست (Samma samadhi)

در نظر گرفتن این مورد کمی دشوار است، اما می توان آن را به عنوان نوعی “تمرکز جامع نگر” خلاصه کرد.

این ترکیبی از تمرکز منبسط و منقبض است، اما به طور همزمان، و یک حالت سکون شگفت انگیز ایجاد می کند.

مثل چشم طوفان. شما در طوفان هستید و می توانید به نحوه تأثیر آن طوفان پاسخ دهید، اما نه میل و نه بیزاری نسبت به آن ندارید. شما آن را مشاهده می کنید، اما بدون تعصب.

درون و بیرون را آرام می کند، همه چیز را می بیند، در حالی که روی چیز خاصی تمرکز نمی کند.

در واقع، مقاله آخر ممکن است به چندین مقاله نیاز داشته باشد تا به وضوح توضیح داده شود، اما در نهایت این یک نوع احساس خوشبختی است که در آن شما همه چیز و هیچ چیز را یکباره تجربه می کنید، در حالی که از کل جهان آگاه هستید در حالی که هیچ بخشی از آن تحت تأثیر قرار نمی گیرید. .

بدون قضاوت، بدون برچسب زدن، بدون بیزاری، بدون میل.

تو فقط هستی.

این مهم است که مسیر هشتگانه را به عنوان یک راهنمای هشت مرحله ای «چگونه» در نظر نگیرید. این مانند مجموعه ای از دستورالعمل های مونتاژ IKEA نیست، اما در عوض بسیار شبیه چرخی است که ذکر کردیم: چرخی که معمولاً برای نشان دادن آن استفاده می شود.

همه مراحل به هم مرتبط هستند، بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و آن چرخ همیشه می‌چرخد.

عطف به این اشاره دارد که چگونه این درس‌ها بارها و بارها در طول زندگی یک فرد مطرح می‌شوند، و هر مسیر منعکس می‌شود و در کنار مسیرهای دیگر کار می‌کند.

این مسیرها مانند پره های چرخ واگن از یکدیگر جدایی ناپذیر هستند. شما به همه آنها نیاز دارید تا به جایی که می‌روید برسید، و این پره‌ها همچنان که در پیش می‌روید، به سمت روشنگری و خود نیروانا ادامه خواهند داد.

درود بر شما و Namaste.

محمدرضا حفظی

گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا