روابط

۱۲ روشی که مسائل رهاسازی بر زندگی یک فرد تأثیر می گذارد

۱۲ روشی که مسائل رهاسازی بر زندگی یک فرد تأثیر می گذارد

افشای: این صفحه حاوی پیوندهای وابسته به شرکای انتخابی است. در صورتی که پس از کلیک کردن بر روی آنها خرید انجام دهید، کمیسیون دریافت می کنیم.

با یک درمانگر معتبر و با تجربه صحبت کنید تا به شما در غلبه بر مشکلات ترک خود کمک کند. برای ارتباط با یکی از طریق BetterHelp.com کافی است اینجا را کلیک کنید .

ترس و اضطراب مربوط به مسائل رها شدن می‌تواند تأثیر عمیقی بر زندگی افرادی که از آنها رنج می‌برند داشته باشد.

اگرچه همیشه در ظاهر آشکار نیست، یک جریان ثابت از انرژی احساسی زیربنایی به طور مداوم این مسائل را به جریان آگاهانه افکار باز می گرداند.

آنها می توانند به هر طریقی ایجاد شوند، اغلب بر اساس تجربیات گذشته فرد از دوران کودکی و بزرگسالی.

اگر آنها را کنترل نکنید، و اگر برای آنها کمکی نخواهید، می توانند تأثیر مضری داشته باشند که در بسیاری از زمینه های زندگی نفوذ می کند.

چه خودتان ترس از رها شدن را تجربه کنید و بخواهید ایده بهتری از تأثیری که ممکن است روی شما بگذارد به دست آورید، یا فردی مهم در زندگی شما وجود دارد که با این مسائل دست و پنجه نرم می کند و می خواهید بتوانید آنها را بهتر درک کرده و حمایت کنید. شما به جای درست آمده اید.

اگرچه تأثیرات آن در روابط ما آشکارتر است، خواه خانوادگی، افلاطونی یا عاشقانه، آنها همچنین می‌تواند بر زندگی حرفه‌ای ما تأثیر بگذارد و رشد ما را به یک فرد کامل و کامل تبدیل کند.

بیایید نگاهی دقیق به عوارضی که این مسائل می‌توانند بر همه جنبه‌های زندگی افراد وارد کنند بیاندازیم.

یکی از رایج‌ترین تأثیرات، اگرچه ممکن است غیرمعمول به نظر برسد، این است که برای فردی که این مشکلات را دارد، انجام یک تعهد عاشقانه فقط با یک نفر دشوار می‌داند.

اگرچه، به طور منطقی، ممکن است فکر کنید شخصی که رها شده است به جای فرار از آن به دنبال تعهد و تداوم است، اما در واقع متقاعد شده اند که ارتکاب هیچ فایده ای ندارد زیرا شریک زندگی آنها فقط آنها را رها می کند.

از نظر آن‌ها، این امر اجتناب‌ناپذیر است، بنابراین می‌توانند آن‌ها را هم به ضرب گلوله شکست دهند.

۲. آنها ترس از صمیمیت دارند.

آنها علاوه بر ترس از تعهد، ممکن است نتوانند مراقب خود را ناامید کنند. آنها دیوارهایی به ارتفاع ده فوت دور قلب خود می سازند و فراموش می کنند که دری را وارد کنند.

چه مشکلات آنها ناشی از رها شدن توسط والدین در کودکی باشد یا از پایان ناگهانی یک رابطه عاشقانه یا دوستی مرکزی در اواخر زندگی، با داشتن خیانت شده به اعتماد، برای آنها بسیار دشوار است که اجازه دهند دیگران وارد شوند.

این می‌تواند به این معنا باشد که، حتی اگر به نظر می‌رسد که اطرافیانشان افرادی هستند، احساس تنهایی می‌کنند.

۳. آنها جدا و بسته به نظر می رسند.

همانطور که کسی که ترس از رها شدن را تجربه می‌کند، می‌تواند برای پایین آوردن پل متحرک و اجازه دادن شخصی به قلعه احساسی خود از بیرون تلاش کند، دیوارهای سنگی اغلب جذاب به نظر نمی‌رسند.

آنها می توانند سرد، بی تفاوت و بی توجه به نظر برسند، به این معنی که به افراد دیگر فرصتی داده نمی شود تا شخص واقعی را که در پشت استحکامات پنهان شده است، کشف کنند.

پوست کردن دیوارها در نگاه اول چشم‌انداز جذابی نیست، بنابراین جذب شرکای احتمالی برای آنها دشوار است یا دوستان جدیدی پیدا کنید که آماده اند کارهای لازم برای از بین بردن این موانع را انجام دهند.

۴. آنها از ناامید کردن مردم متنفرند.

چه به این دلیل که احساس می‌کنند توسط شخصی در گذشته خود ناامید شده‌اند یا صرفاً به این دلیل که نمی‌خواهند به کسی دلیلی برای ترک او بدهند، به خاطر مردان/زنان «بله» همیشگی.

بله به رویدادها، بله برای درخواست کمک، بله برای انجام کارهایی که کاملاً احساس راحتی نمی‌کنند. نه گفتن به مردم مانند دندان کشیدن است. آنها ترجیح می دهند فقط با درد کسل کننده همیشه بله گفتن زندگی کنند.

۵. آنها عزت نفس پایینی دارند.

این اثر کتاب درسی مسائل رها شدن است و می‌تواند در تمام زمینه‌های زندگی یک فرد صادق باشد.

از نظر عاشقانه، آنها نمی توانند باور کنند که کسی واقعاً بخواهد با آنها باشد، زیرا نمی توانند تا آخر عمر دلیلی برای آن ببینند. احساس می کنند دوست داشتنی نیستند.

این موضوع می‌تواند در دنیای کار نیز منعکس شود، زیرا آن‌ها حاضر نیستند خود را برای نقش‌های شغلی جدید قرار دهند یا ریسک کنند، و هرگز به پتانسیل خود اعتقاد ندارند.

حتی می تواند آنها را از ایجاد تغییر در سبک زندگی خود یا ایجاد هر نوع چالشی هر چند کوچک برای خود باز دارد، زیرا آنها به توانایی خود برای رسیدن به آن ایمان ندارند.

۶. آنها مانند یک قربانی احساس می کنند.

مردم برای آنها درد و دل درد شدیدی ایجاد کرده اند. رنج کشیده اند. آنها ضرر را تجربه کرده اند.

نتیجه اغلب می‌تواند این باشد که آنها همه چیزهای بدی را که برایشان اتفاق می‌افتد – چه در روابط و چه در سایر زمینه‌های زندگی – ببینند و آنها را به شانس غم‌انگیز خود نشان دهند.

آنها قربانی زندگی هستند و مدام هر روز، هفته، ماه یا سالی که می گذرد با آنها برخورد بدی می شود. همه چیز همیشه برای آنها اشتباه پیش می رود، یا حداقل در ذهن آنها اینطور به نظر می رسد.

۷. آنها به چیزی کمتر از کمال رضایت نمی دهند.

کسی که در گذشته ناامید و رها شده است، می‌تواند انتظارات غیرواقع بینانه‌ای برای همه روابط زندگی‌اش داشته باشد، چه با اعضای خانواده، دوستان، یا شرکای عاشقانه.

در حالی که درست است که برخی از چنین افرادی در نهایت به رابطه ای نه چندان ایده آل رضایت می دهند، زیرا فکر می کنند لایق بهتری نیستند، این مسائل بر روی دیگران تأثیر معکوس خواهد داشت.

بعضی‌ها از هر رابطه‌ای در زندگی‌شان به کمال می‌خواهند که همانطور که در اعماق خود می‌دانند به این معنی است که محکوم به شکست هستند.

انسانها بنا به ذات خود ناقص هستند و عشق به سازش مربوط می شود، بنابراین این راه دیگری برای نگه داشتن مردم در آن سوی دیوارهای سنگی است.

۸. آنها نوسانات خلقی، خشم، اضطراب یا افسردگی را تجربه می کنند.

کسانی که با این مسائل دست و پنجه نرم می کنند می توانند به طرق مختلف از نظر احساسی ناپایدار باشند.

برخی افراد لحظاتی از شادی شدید را تجربه می کنند و به سرعت غم و اندوه را در پی خواهند داشت، برخی در کنترل خشم خود مشکل خواهند داشت، در حالی که برخی دیگر علائم اضطراب یا افسردگی را نشان می دهند.

این به بقیه زندگی آنها سرایت می‌کند و تأثیرات ناگفته‌ای خواهد داشت که همگی منفی هستند.

۹. آنها می توانند پدر و مادر هلیکوپتر باشند.

یکی دیگر از تأثیرات رایج، بر روابطی است که آنها با فرزندان خود دارند.

هنگامی که فرزندانشان رشد می کنند، بریدن رشته های پیش بند برای آنها بسیار دشوار است و به آنها اجازه می دهند آزادی خود را داشته باشند و اشتباهات خود را انجام دهند.

در یک دنیای ایده آل، آنها کنترل زندگی فرزندان خود را حفظ می کنند. با این حال، همانطور که آنها رشد می کنند، طبیعی است که کودک استقلال بیشتر و بیشتری به دست آورد، و اگر والدین سعی کنند با آن مبارزه کنند، می تواند منجر به درگیری شود.

۱۰. آنها آن را در دنیای کار امن بازی می کنند.

همانطور که در بالا ذکر شد، کسانی که مشکلات رها شدن دارند، معمولاً در مورد زندگی حرفه‌ای خود از ریسک کردن اجتناب می‌کنند، زیرا به سادگی خود را باور ندارند.

اغلب متوجه می‌شوید که آن‌ها شغلی را انتخاب می‌کنند که می‌دانند در آن شگفت‌انگیز خواهند بود، حتی اگر اشتیاق واقعی به آن نداشته باشند یا این کار آنها را به پتانسیل کامل خود سوق ندهد.

آنها ترجیح می دهند بدانند که کار عالی انجام می دهند، زیرا باعث می شود احساس نیاز و اعتبار کنند، به جای اینکه در یک محیط چالش برانگیزتر کار کنند و ریسک عدم دریافت مداوم تحسین و اطمینان را داشته باشند.

در درازمدت، این می‌تواند به این معنا باشد که آنها در نهایت از نظر حرفه‌ای احساس ناتوانی می‌کنند.

۱۱. آنها نسبت به آینده بدبین هستند.

تجارب آنها به آنها آموخته است که امید و خوشبختی آرزویی است. در عوض، آنها دائماً منتظر اتفاق بد بعدی هستند که قرار است برایشان بیفتد.

آنها طرز فکر کمیابی دارند و این باعث می شود که باور کنند که اوقات خوش بسیار در اقلیت است.

وقتی آنها به آینده نگاه می کنند، این کار را با این اعتقاد راسخ انجام می دهند که ابرهای طوفانی در افق جمع می شوند. هیچ شادی در ذهن آنها وجود ندارد. فقط یکی پس از دیگری مبارزه می کنند.

۱۲. آنها تلاش می کنند تا خودشان باشند.

وقتی خود واقعی خود هستید و کسی شما را ترک می‌کند، باعث می‌شود به شایستگی خود شک کنید. بنابراین، در عوض، سعی می‌کنید همان فردی باشید که دیگران می‌خواهند.

شما یک شخصیت می سازید و شخصیت واقعی، باورها و خواسته های خود را پشت آن پنهان می کنید. به این ترتیب، اگر شخصی به هر دلیلی از زندگی شما خارج شود، می‌دانید که این شما واقعی نبوده‌اید که او آن را ترک کرده است.

کار از طریق آن

آگاهی از تأثیراتی که ممکن است مسائل رها کردن شما بر زندگی شما داشته باشد، گام مهمی برای غلبه بر آنها است.

در حالی که راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید به خود یا یکی از عزیزانتان کمک کنید تا برای غلبه بر این مشکلات گام‌هایی بردارید، اگر متوجه شدید که تأثیر مخرب قابل‌توجهی بر شما، روابط و سلامت روان شما دارد، مطمئن شوید. به دنبال کمک حرفه ای باشید.

هنوز نمی دانید چگونه بر مشکلات رها شدن خود غلبه کنید؟ امروز با یک درمانگر صحبت کنید که می تواند شما را در این فرآیند راهنمایی کند. برای ارتباط با یکی از درمانگران باتجربه کافی است اینجا را کلیک کنید در BetterHelp.com.

مطالعه ضروری بیشتر:

محمدرضا حفظی

گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا