زندگی

۱۲ کاری که اگر احساس می کنید ۲۰ سالگی خود را تلف کرده اید باید انجام دهید

۱۲ کاری که اگر احساس می کنید ۲۰ سالگی خود را تلف کرده اید باید انجام دهید

افشای: این صفحه حاوی پیوندهای وابسته به شرکای انتخابی است. در صورتی که پس از کلیک کردن روی آنها خریدی را انتخاب کنید، کمیسیون دریافت می کنیم.

با یک درمانگر معتبر و باتجربه صحبت کنید تا به شما کمک کند در مورد ۲۰ سالگی خود احساس بهتری داشته باشید و راه هایی برای بهبود زندگی خود در حال حاضر برنامه ریزی کنید. به سادگی اینجا را کلیک کنید تا از طریق BetterHelp.com با یکی از آنها ارتباط برقرار کنید. .

آیا تا به حال به زندگی خود نگاه کرده اید و آرزو کرده اید که کارها را متفاوت انجام می دادید؟

یا شاید شرایط زندگی تغییر کرده باشد و شما اکنون بتوانید کارهایی را انجام دهید که در جوانی می‌خواستید انجام دهید، اما زمان/پول/توانایی انجام آن‌ها را نداشتید.

بعضی از مردم می ایستند و موقعیت خود را ارزیابی می کنند و آنچه را که می بینند دوست ندارند. در نتیجه، ممکن است احساس کنند که در گذشته مسیرهای اشتباهی را انتخاب کرده‌اند و جوانی خود را «هدر داده‌اند».

اگر در حال حاضر این کار را انجام می دهید، ما آن را دریافت می کنیم. همه ما هم آن لحظات را داشته ایم. در زیر ۱۲ کاری وجود دارد که می‌توانید برای رفع این احساسات و تنظیم مجدد خود در لحظات شک و تردید طوفانی انجام دهید.

۱. به آنچه روح شما می گوید گوش دهید.

زمانی که احساس درد می کنیم – در بدن، ذهن یا روح – به ما می گوید که چیزی در ما نیاز به توجه دارد. ناراحتی در شکم شما ممکن است علامتی برای خوردن چیزی باشد زیرا به تغذیه نیاز دارید. به همین ترتیب، اگر دردی در روح شما وجود دارد که به شما می گوید برای چیزی تشنه است، از او بپرسید که چه چیزی کم دارد. آنچه نیاز دارد.

بسیاری از اوقات، این احساساتی که ما دریافت می کنیم لزوما چیز بدی نیستند. این می تواند نشانه یا سیگنالی مانند زنگ بیدارباش باشد که به ما می گوید اگر به آنها گوش دهیم و به آنها عمل کنیم، رضایت و رشد شخصی بیشتری را تجربه خواهیم کرد.

به‌عنوان نکته مشابه، اگر این سیگنال‌ها را نادیده بگیریم و فقط به ادامه دادن ادامه دهیم، آنگاه دردهای خرخر از بین نمی‌روند — اغلب بدتر می‌شوند. علاوه بر این، درست مانند گرسنگی فیزیکی، ممکن است در علائم دیگری مانند اضطراب، افسردگی، عدم تمرکز و مواردی از این دست ظاهر شوند. برخی از مردم بر این باورند که برخی از اشکال افسردگی ناشی از خواسته های عمیقی است که برآورده نشده اند.

۲. اگر جاده ای را که در آن هستید دوست ندارید، جهت را تغییر دهید.

به جایی که در زندگی خود در حال حاضر هستید نگاه کنید و از خود بپرسید که آیا از جایی که هستید، از انجام کاری که انجام می دهید خوشحال هستید یا خیر. برخی از افراد وقتی در دهه های ۳۰، ۴۰ یا فراتر از آن به اطراف خود نگاه می کنند و متوجه می شوند که در جایی که می خواهند نیستند، احساس می کنند که ۲۰ سالگی خود را تلف کرده اند. در نتیجه، آن‌ها احساس می‌کنند که «راه اشتباهی را در پیش گرفته‌اند».

در واقعیت، هیچ مسیر “اشتباهی” وجود ندارد. ما می‌توانیم مسیرهای مختلفی را امتحان کنیم، و اگر مشخص شد که از جایی که یکی از آنها منتهی شده است را دوست نداریم، می‌توانیم مسیر دیگری را انتخاب کنیم. در برخی موارد، این ممکن است به معنای کمی عقبگرد باشد، اما از آنجایی که نمی‌توانیم زمان را به عقب برگردانیم، تنها گزینه ما تغییر جهت و ادامه حرکت به جلو است.

خیلی خوب است. شما در یک مسیر خاص قفل نشده اید و برای انتخاب یک مسیر دیگر هیچ وقت دیر نیست. مطمئناً، این ممکن است باعث ایجاد اختلال و حتی درد برای اطرافیان شما شود، مانند کسانی که این مسیر را با شما طی کرده‌اند و از آن راضی هستند، اما اگر مسیر شما نیست، پس احتمالاً بهترین کار این است که راه خود را جدا کنید. ممکن است مسیرهای شما در آینده با هم تداخل پیدا کنند و دوباره گرد هم آیند، یا شاید به طور کامل از یکدیگر دور شوید تا بتوانید به طور کامل به ماجراجویی های مختلف بروید.

نکته این است که شما با انتخاب مسیری که در حال حاضر در حال پیمودن آن هستید، زمان را تلف نکردید یا مرتکب «اشتباه» نشدید. هر تجربه ای که تاکنون در مورد آن داشته اید مفید بوده است. شما افرادی را که برای ملاقات با آنها نیاز داشتید ملاقات کرده اید و مهارت ها و دانش هایی را به دست آورده اید که در غیر این صورت ممکن است به آنها دست پیدا نمی کردید.

اکنون شما در یک دوراهی ایستاده اید که چندین گزینه مختلف در دسترس شماست. و زمان هست حتی اگر ۱۰۰ ساله باشید، می‌توانید امروز کاری غیرعادی انجام دهید و به سمت افق دیگری حرکت کنید.

فقط برای گوش دادن به خود برتر خود، به روح درونتان وقت بگذارید و در مورد اینکه می خواهد شما را به کجا ببرد صادق باشید. این احتمال وجود دارد که در یک ماجراجویی نسبتاً تماشایی باشد.

به نقل از “پلکانی به سوی بهشت” توسط لد زپلین:

اگر در پرچین شما شلوغی وجود دارد

اکنون نگران نباشید

این فقط یک نظافت بهاری برای ملکه می است

بله، دو مسیر وجود دارد که می‌توانید طی کنید

اما در دراز مدت

هنوز زمان برای تغییر مسیری که در آن هستید وجود دارد

۳. تمام کارهای شگفت انگیزی را که در ۲۰ سالگی انجام دادید به خودتان یادآوری کنید.

یک قلم و کاغذ بردارید و تا جایی که می توانید چیزهایی را که در ۲۰ سالگی شما اتفاق افتاده است بنویسید. البته می‌توانید از بخش‌های استرس‌زا یا ناخوشایند بگذرید و روی مواردی تمرکز کنید که سرگرم‌کننده، هیجان‌انگیز، آموزشی و الهام‌بخش هستند.

آیا به جشنواره های جالبی رفتید و دوستان خوبی پیدا کردید؟ آیا روابط عاشقانه شدید یا شب‌هایی دارید که برای فراموش کردن آن‌ها خیلی عجیب بود؟

حتی اگر دهه ۲۰ شما پر از تکالیف مدرسه، شغل و/یا مسئولیت های خانوادگی بود، بدون شک چیزهای خوبی را در آنجا نیز تجربه کرده اید. هم من و هم همسرم در دهه ۲۰ سالگی سختی های زیادی را تجربه کردیم، اما حتی وحشتناک ترین دوره ها با شادی و زیبایی آمیخته بود.

وقتی همه چیزهایی را که می توانید به خاطر بسپارید یادداشت کردید، به فهرستی که ایجاد کرده اید خوب نگاه کنید. این احتمال وجود دارد که خاطراتی را دوباره زنده کرده باشید که ممکن است فراموش کرده باشید، زیرا بیشتر بر کمبود تمرکز کرده اید تا فراوانی.

بعد از اینکه مدتی را صرف فکر کردن در مورد همه این موارد کردید، ممکن است متوجه شوید که احساس هدر دادن آن دهه به میزان قابل توجهی کاهش می یابد.

شاید شما هر کاری را که می‌خواستید انجام نداده باشید (هنوز!)، اما این بدان معنا نیست که کارهای فوق‌العاده‌ای هم انجام نداده‌اید، درست است؟

هنگامی که در آن هستید…

۴. همه چیزهای عالی را که در حال حاضر در زندگی شما در جریان است در نظر بگیرید.

از آنجایی که در حال نوشتن فهرستی از تمام چیزهای بزرگی هستید که در ۲۰ سالگی خود تجربه کرده اید، چند تکه کاغذ دیگر بردارید و همه چیزهایی را که در حال حاضر در زندگی شما عالی است بنویسید.

چه چیزی (و چه کسی) را دوست دارید؟
چه چیزی شما را خوشحال می کند؟ انجام شده است؟
هر چیزی را که برای شما شادی و رضایت می آورد، یادداشت کنید.

بهترین چیزی را که در حال حاضر برای شما انجام داده اید خلاصه کنید: شما هنوز زنده هستید.

وقت دارید.

هنوز این فرصت را دارید که با هر زمانی که باقی مانده است، کارهای شگفت انگیزی انجام دهید. آن را هدر ندهید.

به جای اینکه آن را بدیهی فرض کنید و بعداً از آن پشیمان شوید، برای لذت بردن واقعی از آنچه در زندگی‌تان می‌گذرد، وقت بگذارید. و کاری را که امروز می توانید انجام دهید برای فردا یا سال آینده کنار نگذارید.

۵. تعیین کنید که آیا احساسات شما به دلیل مقایسه هایی است که با دیگران انجام می دهید.

احساس اینکه “از دست رفته” معمولاً مترادف با مقایسه منفی بین خود و دیگران است. این ممکن است بر اساس مکالماتی باشد که با همسالان خود داشته اید یا بر اساس حس اشتیاق که با پیمایش در رسانه های اجتماعی و دیدن زندگی دیگران تجربه کرده اید.

عجیب است که بسیاری از مردم فکر می‌کنند که هوس زندگی دیگران را دارند بدون اینکه بدانند در مورد مسائل و مشکلات ذاتی که آن دیگران متحمل شده‌اند.

وقتی عکس‌های دستاوردهای دیگران را در اینستاگرام یا فیس‌بوک می‌بینید، یک عکس فوری با دقت انتخاب شده می‌بینید: نه کل تصویر. اگر بچه دار نشده‌اید و تصاویر یا ویدیوهای شیرینی را که دوستانتان از خانواده‌های شاد و خندان خود به اشتراک گذاشته‌اند، می‌بینید، فقط بخش کوچکی از آن تجربه را می‌بینید.

شما شب‌های بی‌خوابی، حملات پانیک در تب‌های نیمه‌شب، جیغ زدن کبریت‌ها با کودکان نوپا یا نوجوانان سرکش، و انبوهی از پوشک‌های کثیف را نمی‌بینید.

به‌طور مشابه، اگر عکس‌های باشکوهی از سفرهای مردم در مناطق عجیب و غریب می‌بینید، بهترین وضعیت را می‌بینید. آره، دوستانت عکس های خوبی از خود در حال بغل کردن تنبل ها در کاستاریکا گرفتند. اما آنها نه عکسی از ۱۰ میلیون نیش حشره ای که دریافت کردند و نه تصاویری از خودشان که مبتلا به تب دنگی بودند، پست نکردند.

شاید احساس کنید که نتوانسته اید برخی از تجربیات زیبا را که دیگران دارند امتحان کنید، اما می دانید چیست؟ همچنین به احتمال زیاد از دنیایی از ناراحتی، استرس، و احتمالاً حتی بیماری های تهدید کننده زندگی، بسته به چیزی که احساس می کنید از دست داده اید، اجتناب کرده اید.

۶. از خود بپرسید چرا احساس می کنید چیزهای مختلفی را از دست داده اید.

وقتی تجربیات مختلف را می شنویم یا می خوانیم، تمایل داریم که آنها را ایده آل کنیم. بنابراین، وقتی دیگران در مورد کارهای بزرگی که انجام داده‌اند صحبت می‌کنند، ممکن است احساس کنیم که از این کارها به‌طور متفاوتی انجام داده‌ایم.

آیا احساس می کنید در جوانی رویایی داشتید که به آنها نرسیدید؟ شاید احساس می کنید به نوعی از چیزهایی که قبلا برای شما مهم بودند “تسلیم” شده اید و به نفع کارهایی که به نوعی عملی تر یا قابل قبول تر هستند کنار گذاشته اید.

به‌علاوه، وقتی به تمام کارهایی که در آن سن انجام نداده‌اید فکر می‌کنید، آیا واقعاً می‌خواستید هیچ کدام از آن‌ها را انجام دهید؟

من با دوستانم صحبت کرده ام که از اینکه وقتی جوان تر، خوش اندام و پر انرژی بودند به Burning Man نرفته اند صحبت کرده ام تا بتوانند برای یک هفته زیر نور آفتاب با هزاران غریبه سرگرم کننده برقصند. اما من آنها را زمانی به یاد می آورم که ما در ۲۰ سالگی خود بودیم و آنها کاملاً بدبخت بودند. به این ترتیب، آنها ممکن است تصورات عاشقانه‌ای از این که آن تجربیات می‌توانستند داشته باشند، داشته باشند، اما در واقع، آنها واقعاً نمی‌خواستند آنجا باشند.

۷. تعیین کنید که آیا این احساسات از قضاوت دیگران الهام گرفته شده است.

آیا کسی در حلقه اجتماعی شما عمداً سعی دارد این احساسات را در شما القا کند؟ بسیاری از مردم در مورد زندگی دیگران قضاوت می‌کنند و سپس آن قضاوت‌ها را به آنها تحمیل می‌کنند – چه آشکارا یا منفعلانه. بیشتر اوقات، به این دلیل است که آنها در زندگی خود احساس ناراحتی می کنند و می خواهند دیگران را نیز پایین بیاورند، یا سعی کنند آنها را مجبور کنند که همان مسیرها را انتخاب کنند تا به انتخاب های زندگی (ناشاد) خود اعتبار بخشند.

به عنوان مثال، من این را در افرادی که بچه دار شدن را در مقابل آنهایی که نداشتند، بسیار دیده ام. آنهایی که بچه دارند مدام از بچه‌های بی‌فرزند می‌پرسند که چه زمانی شروع به تولید مثل می‌کنند، زیرا تا زمانی که این کار را نکنند «احساس خوشحالی یا رضایت واقعی نخواهند داشت». و اگر به آنها گفته شود که هیچ بچه ای نخواهد آمد، رویکرد را برمی گردانند و حمله می کنند.

ناگهان افراد بدون کودک خودخواه و غیرمسئول هستند. وقتی پیر شوند کسی را نخواهند داشت که از آنها مراقبت کند. آنها والدین خود را از داشتن نوه محروم می کنند.

یا برعکس. کسانی که تصمیم گرفتند بچه دار نشوند و ممکن است در دهه ۳۰ یا ۴۰ سالگی خود با ناباروری دست و پنجه نرم کنند، ممکن است کسانی را که زودتر خانواده تشکیل داده اند، نادیده بگیرند زیرا احساس حسادت می کنند. نظرات درباره «از دست دادن» همه ماجراجویی‌های عالی، مهمانی‌ها، تجربیات دانشگاهی و کارهایی که انجام داده‌اند، ممکن است باعث شود که انتخاب‌های آنها بهتر به نظر برسد.

اگر احساس می‌کنید ۲۰ سالگی خود را به خاطر آنچه دیگران به شما می‌گویند تلف کرده‌اید، دقیقاً آنچه را که آنها می‌گویند، بررسی کنید. سپس آن را کمی تشریح کنید تا انگیزه آنها را در انجام این کار مشخص کنید. چرا اینها را به شما می گویند؟ و چرا الان؟ چه اتفاقی در زندگی آنها می افتد تا آنها به اطمینان نیاز داشته باشند؟ و چرا آنها در مورد این همه به شما حمله می کنند؟

وقتی بتوانید اهداف آنها را ببینید، می توانید درک بهتری از آنها و خودتان به دست آورید. کاری که در ۲۰ سالگی خود انتخاب کردید کاملاً معتبر بود و احتمالاً در آن زمان برای شما بهترین بود. و همین امر در مورد آنها نیز صدق می کند.

۸. چمن را در طرف دیگر حصار امتحان کنید.

آیا با سندرم “علف همیشه سبزتر است” آشنا هستید؟ این نشان می‌دهد که انتخابی که انتخاب نکرده‌ایم، یا فرصت‌هایی که داریم، در مقایسه با آنچه در آن سوی حصار ارائه می‌شود، همیشه کم رنگ است.

هر کاری که در ۲۰ سالگی خود انتخاب کردید، بدون شک خود فعلی شما آرزو می کند که کار دیگری انجام می دادید. فردی که خود را وقف دانشگاه کرده است، آرزو می کند که به جای آن سفر کند. در همین حال، شخصی که زیاد سفر کرده است ممکن است از این کار پشیمان شود، آرزو می کند که ای کاش زود ازدواج می کرد و بچه دار می شد. و والدین جوانی که بچه‌های شگفت‌انگیز دارند، آرزو می‌کنند که ای کاش سفر می‌کردند یا به مدرسه می‌رفتند و شغلی هیجان‌انگیز را دنبال می‌کردند.

مطمئناً، شما برخی چیزها را از دست دادید، اما کارهای شگفت انگیزی نیز انجام دادید! میدونی چیه؟ احتمالاً دلیل کمی وجود دارد که نتوانید چیزهایی را که احساس می‌کنید از دست داده‌اید امتحان کنید.

بسته به سن فعلی‌تان، ممکن است اکنون گزینه‌ها و تجربیات متفاوتی نسبت به آن زمان در دسترس شما باشد، اما این بدان معنا نیست که نمی‌توانید خود را وفق دهید. اگر به کوله‌پشتی در سراسر جهان علاقه دارید یا با بازگشت به مدرسه، شغل خود را تغییر دهید، آن را دنبال کنید! به احتمال زیاد اوقات شگفت انگیزی خواهید داشت و هیچ محدودیت زمانی برای هیچ یک از این موارد وجود ندارد. با این حال، اگر وضعیت قبلی است، فقط مطمئن شوید که لوازمی دارید که ممکن است برای کمک به سفرتان به آن نیاز داشته باشید، به‌خصوص اگر با نگرانی‌های سلامتی سروکار دارید.

اگر احساس می‌کنید چیزی که در دهه ۲۰ زندگی‌تان از دست داده‌اید، ارتباط با افراد زیادی در یک شب بوده است. منظورم این است که شما همچنان می‌توانید سعی کنید بیرون بروید و آن را به واقعیت تبدیل کنید، اما نتایج نهایی ممکن است ناراحت‌کننده‌تر از آن چیزی باشد که برای آن چانه‌زنی می‌کردید.

اغلب، امتحان کردن چیزی که احساس می‌کنید از دست داده‌اید، به شما نشان می‌دهد که این کار را در دهه ۲۰ سالگی انجام نداده‌اید. برای مثال، خوابیدن در اطراف معمولاً یک اتلاف وقت است. این روابط “فست فود” بسیار ضربه خورده است. اگر می خواهید به سرعت نزدیکترین لقمه را برای خوردن بگیرید، پس چقدر مغذی خواهد بود؟ شما و دیگران در درازمدت چه نتیجه ای از آن خواهید داشت؟

دریافت چیزی معنادار از این فرارهای کوتاه دشوار است. گفته می شود، سر خوردن بی سر و صدا در صبح زود با بالا رفتن از پنجره، داستان خوبی را ایجاد می کند. بهترین قضاوت خود را در اینجا به کار ببرید و چیزهایی را امتحان کنید که فکر می کنید روح شما را برآورده می کند.

۹. اجازه ندهید محدودیت های درک شده مانع اهداف یا خواسته های شما شود.

بسیاری از مردم احساس می کنند که در ۲۰ سالگی در قوی ترین و سالم ترین حالت خود بودند. سپس، هنگامی که آنها بزرگتر می شوند و مسائل مختلف سلامتی شروع به آشکار شدن می کنند، ممکن است احساس کنند که “بهترین سال های خود را با انجام ندادن تمام کارهایی که می توانستند در دوران “بالا بودن” خود انجام دهند “به هدر رفتند”.

این نمی تواند دور از واقعیت باشد. مطمئناً، برخی از جنبه‌های سلامتی یا آمادگی جسمانی شما ممکن است در ۲۵ سالگی بهتر از الان باشد، اما اینها نباید مانعی باشند. می‌توانید تقریباً هر چیزی را مطابق با سطح تناسب اندام/تندرستی فعلی‌تان تطبیق دهید، نه اینکه کارها را تا زمانی که «بهتر» شوید به تعویق بیندازید، یا آن‌ها را به‌طور کامل رها کنید زیرا دیگر نمی‌توانید ۴ مایل بدوید.

چه کاری می خواهید انجام دهید؟ و چرا احساس می‌کنید که دیگر نمی‌توانید چنین کاری را انجام دهید زیرا سن X دارید؟

آیا می خواهید از طریق نپال به پیاده روی بروید، اما مشکلات مفصلی دارید یا به کمک حرکتی نیاز دارید؟ خوب حدس بزن چی؟ مسیرهای فراگیر و قابل دسترسی با ویلچر، به‌علاوه دستیاران شخصی وجود دارد که می‌توانند شما را همراهی کنند تا در این مسیر به شما کمک کنند.

یا شاید همیشه می‌خواستید به یک مد خاص لباس بپوشید، اما اکنون فکر می‌کنید «آنقدر پیر شده‌اید» که نمی‌توانید آن را بپوشید. بگو کی؟! اگر می خواهید موهای خود را صورتی رنگ کنید. اون خالکوبی ها رو بگیر لباس‌های جلیقه‌ای کاملاً گوث بپوشید. انجام دهید. هرکسی که شما را به خاطر اینکه با خودتان صادقانه زندگی می کنید، سرزنش می کند، ارزش حضور در اطراف را ندارد، و مطمئناً ارزش گوش دادن را ندارد.

در مورد فعالیت‌های بدنی که اکنون به آنها علاقه دارید، همین موضوع صدق می‌کند، اما فکر می‌کنید به دلیل محدودیت‌های مرتبط با سن نمی‌توانید انجام دهید. تقریباً از هر کاری که افراد جوان از انجام دادن آن لذت می برند، می توانند برای افراد در اکثر (اگر نه در همه) سنین نیز لذت ببرند. مهم نیست که سریع‌ترین یا قوی‌ترین ورزشکار دنیا هستید تا زمانی که از خودتان لذت می‌برید!

من بازنشستگان را در کلاس‌های هنرهای رزمی و همچنین شمشیربازی و رقص برتر دیده‌ام. بله، جوان بودن، سریع بودن و سالم بودن یک موهبت در هر فعالیت بدنی است، با این حال چیزی که برتری دارد ترکیبی از مهارت و تجربه شخصی است. افراد جوان تر به دلیل سهل انگاری، عدم تمرکز و تصور شکست ناپذیر بودن بیشتر احتمال دارد آسیب ببینند.

در همین حال، افراد مسن ممکن است کمی محتاط تر باشند زیرا می توانند آسیب احتمالی را پیش بینی کنند، اما این باعث تقویت درک آنها می شود. آنها احتمالاً سریع‌تر حرکات را یاد می‌گیرند و خود را با شرایط مختلف وفق می‌دهند، زیرا بیشتر بر روی تصویر بزرگ تمرکز می‌کنند، نه صرفاً “برنده شدن” و رفتن به چیز بعدی.

۱۰. سفر کنید!

من از مثال سفر بالا به دلایل خوبی استفاده کردم: کاوش در نقاط مختلف جهان یک تجربه باورنکردنی است و محدود به محدوده سنی خاصی نیست.

مطمئناً، سفر در جوانی فوایدی دارد، از جمله اینکه اهمیت نمی‌دهید که در یک اتاق خوابگاهی با ۳۰ نفر دیگر مشترک هستید یا خیر، و خوابیدن در تختخواب باعث نمی‌شود احساس کنید که مورد ضربه قرار گرفته‌اید. یک اتوبوس. با این حال، افراد در سنین مختلف چیزهای مختلفی را از تجربه سفر دور می کنند. آنچه در ۳۵ سالگی قدردانی می کنید احتمالاً با کاوش های شما در ۵۰، ۷۰ یا ۹۰ متفاوت خواهد بود.

در هر سنی که تصمیم به رفتن دارید، همیشه تجربه‌ای تازه خواهد بود: زیبا، استرس‌زا، هیجان‌انگیز و جدید. می‌توانید معماری باورنکردنی را بررسی کنید و از طیف وسیعی از طعم‌ها، رایحه‌ها، بافت‌ها، و گفتگو با افراد جالب لذت ببرید.

صرف نظر از سن خود، ایده خوبی است که به مکانی سفر کنید که در آن فردی را که می شناسید و به او اعتماد دارید به عنوان راهنمای تور داشته باشید. وقتی برای اولین بار سفر را شروع می‌کنید، به مکان‌هایی بچسبید که در فاصله‌ای آسان از زیرساخت‌ها قرار دارید، یا مناطقی که شبیه به حوزه تجربه شخصی شما هستند.

برای مثال، اگر در سوئد به عنوان یک بقا در فضای باز آموزش دیده باشید، اگر در صحرای گبی سفر کنید، بیشتر این دانش بی فایده خواهد بود. راهنما یا دوستی داشته باشید که با دانش محلی آشنا باشد، و می‌توانید با او در سفرهای خود با سرعت ثابت سازگار شوید و یاد بگیرید.

مکانی را انتخاب کنید، عبارات کلیدی را بیاموزید (“توالت کجاست؟” برای آن لیست حیاتی است!) و برنامه ریزی کنید! هیچ زمانی مانند زمان حال وجود ندارد.

۱۱. بدانید که هیچ کاری که تا به حال انجام نداده اید “هدر دادن” بوده است.

حتی اگر در ۲۰ سالگی خود کسل‌کننده‌ترین و له‌شده‌ترین موجودات را در سطح سیب‌زمینی انجام داده‌اید، بدانید که زمانی که صرف اتو کردن بند کفش‌های خود کرده‌اید، اصلاً هدر نبوده است. میدونی چرا اینطوره؟ زیرا هر لحظه ای که سپری کردید یک قدم جلوتر برای شناخت و درک اینکه واقعاً چه کسی هستید بود.

بدانید که اکنون همان فردی نیستید که در آن زمان بودید. تمام تجربیات زندگی شما تا به امروز، شما را به موجودی باشکوه تبدیل کرده است که امروز این کلمات را می خواند. بعید است که نسخه گذشته شما همان آرزوهایی را داشته باشد که اکنون دارید و بالعکس. آنچه در آن زمان فکر می کردید مهم بود تغییر کرده است و ممکن است آماده باشید تا بزرگترین ماجراجویی زندگی خود را آغاز کنید.

شاید در ۲۷ سالگی اعتماد به نفس لازم برای جهش به ناشناخته را نداشتید. یا توانایی مالی یا انگیزه شروع یک مسیر شغلی چالش برانگیز را در ۲۳ سالگی نداشتید.

علاوه بر این، نمی‌توانیم زمان را «هدر دهیم» زیرا کالایی نیست. فقط هست. ما در طول زمان حرکت می کنیم، و می گذرد، اما اگرچه ممکن است یک منبع محدود به نظر برسد، این فقط درک ماست. همه ما در سفرهای یادگیری و کشف خود هستیم و هیچ راه «درست» یا «نادرستی» برای زندگی کردن وجود ندارد.

به‌علاوه، هرگز نمی‌دانید که چه زمانی چیزهای تصادفی که در آن سال‌ها آموخته‌اید در آینده به کارتان می‌آیند. هم من و هم شریکم اخیراً مجبور شده ایم برای حل مشکلات از مهارت هایی استفاده کنیم که در جوانی به طور تصادفی یاد گرفته ایم. اگرچه ما آن مهارت‌ها را در زمان‌هایی که سخت و استرس‌زا می‌دانستیم یاد گرفتیم، اما اگر این کار را نمی‌کردیم، دانش فعلی خود را نداشتیم.

باور کنید یا نه، برخی از سخت‌ترین چیزهایی که از سر گذرانده‌اید ممکن است زمانی که انتظارش را ندارید به برکت تبدیل شوند.

۱۲. به یاد داشته باشید که بهترین زمان برای شروع یک مسیر جدید همین حالا است.

یک بار از مردی شنیدم که می‌گوید، “تو دیگر هرگز جوان‌تر از الان نخواهی شد.” این با ضرب المثل چینی همراه است که می گوید: “بهترین زمان برای کاشت درخت ۲۰ سال پیش بود، اما دومین زمان بهترین زمان امروز است.”

نکته این است که گذشته در گذشته است و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید تا آن را تغییر دهید، اما شما این شانس را دارید که امروز اقدامی انجام دهید که زندگی شما را به روشی که می خواهید تغییر دهد.

زمان باقیمانده را صرف ناله و زاری نکنید که احساس می کنید ۲۰ سالگی خود را «تلف کرده اید». هر دقیقه ای که برای پاک کردن آن می گذرانید، دقیقه دیگری است که برای کارهایی که می خواهید انجام دهید، به دست آورید یا امتحان کنید، صرف نمی کنید.

پس واقعاً می‌خواهید چه کاری انجام دهید؟ هر چیزی که ممکن است مانع شما شود را رها کنید و به آن برسید!

هنوز احساس می‌کنید که ۲۰ سالگی خود را تلف کرده‌اید و نمی‌توانید از پس آن برآیید؟ صحبت کردن با کسی واقعاً می‌تواند به شما کمک کند تا با هر چیزی که زندگی به سرتان می‌آورد کنار بیایید. این یک راه عالی برای از بین بردن افکار و نگرانی‌هایتان است تا بتوانید با آنها کار کنید.

ما واقعاً توصیه می‌کنیم که به جای یک دوست یا عضو خانواده، با یک درمانگر صحبت کنید. چرا؟ زیرا آنها برای کمک به افراد در موقعیت هایی مانند شما آموزش دیده اند. آنها می توانند به شما کمک کنند تا دهه ۲۰ خود را با دید مثبت تری ببینید و در عین حال شما را به سمت آینده ای که برای شما رضایت بخش خواهد بود راهنمایی می کنند.

یک مکان خوب برای دریافت کمک حرفه ای، وب سایت BetterHelp است. com – در اینجا، می‌توانید از طریق تلفن، ویدیو یا پیام فوری با یک درمانگر ارتباط برقرار کنید.

در حالی که ممکن است سعی کنید خودتان این مشکل را حل کنید، ممکن است مشکلی بزرگتر از آن باشد که خودیاری بتواند به آن رسیدگی کند. و اگر بر سلامت روانی، روابط، یا به طور کلی زندگی شما تأثیر می گذارد، موضوع مهمی است که باید حل شود.

بسیاری از مردم سعی می‌کنند درگیر مسائلی شوند و تمام تلاش خود را برای غلبه بر مسائلی انجام می‌دهند که هرگز واقعاً با آنها دست و پنجه نرم نمی‌کنند. اگر در شرایط شما اصلا امکان پذیر است، درمان ۱۰۰% بهترین راه پیش رو است.

اگر می‌خواهید اینجا را کلیک کنید مایلم درباره سرویس BetterHelp.com ارائه شده و روند شروع آن اطلاعات بیشتری کسب کنم.

شما قبلاً با جستجو و خواندن این مقاله اولین قدم را برداشته اید. بدترین کاری که در حال حاضر می توانید انجام دهید هیچ کاری نیست. بهترین کار این است که با یک درمانگر صحبت کنید. بهترین کار بعدی این است که همه چیزهایی را که در این مقاله آموخته اید توسط خودتان پیاده سازی کنید. انتخاب با شماست.

همچنین ممکن است این موارد را دوست داشته باشید:

محمدرضا حفظی

رنجیدم ولی تهش خیلی شیک خندیدم گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا