تکنولوژی

دادگاه ها دریچه ها را به روی بدترین رسانه های اجتماعی باز می کنند

دادگاه ها دریچه ها را به روی بدترین رسانه های اجتماعی باز می کنند

به‌زودی در ایالت تگزاس ممنوعیت ویدیوهای مربوط به برتری‌طلبان سفیدپوست یا داعش توسط YouTube غیرقانونی خواهد بود. همین امر برای توییتر، فیسبوک، تیک تاک و اینستاگرام نیز صادق خواهد بود.

در واقع، به استثنای چند استثنای محدود، هر گونه تعدیل محتوایی که این سایت‌ها انجام می‌دهند – از جمله «تقویت‌زدایی» یا « ویدیوها یا پست‌های پول‌زدایی – باعث شکایت در تگزاس می‌شوند. در واقع، آنها اکنون از نظر قانونی در آن ایالت مجبور هستند که ن سایت های خود را مدیریت نکنند.

ممکن است هذلولی به نظر برسد. این نیست. هفته گذشته، یک هیئت سه قاضی برای پنجمین دادگاه تجدیدنظر ناحیه ایالات متحده ۲ به ۱ رای داد که HB20—یک قانون تگزاس که تابستان گذشته تصویب شد که پلتفرم های بزرگ رسانه های اجتماعی را از انجام هر کاری منع می کند. تبعیض قائل شدن علیه اکثریت قریب به اتفاق محتوای ارسال شده در سایت های آنها – قانون اساسی است.

شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی که sueed to block HB20 ادعا می کند که اصلاحیه اول به آنها این حق را می دهد که تصمیم بگیرند چه محتوایی را می خواهند میزبانی کنند و چه محتوایی را ترجیح می دهند ممنوع کنند. ، و اینکه دولت نمی تواند آنها را مجبور به انتشار یا ترک محتوایی که آنها را توهین آمیز یا قابل اعتراض می داند، کند.

اما قاضی اندی اولدهام، که نظر اکثریت را نوشت، این ایده را رد کرد. او معتقد بود که شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی «حمل‌کننده‌های مشترک» هستند و به شرکت‌های تلفن یا راه‌آهن نزدیک‌تر هستند تا ناشران، و آنها حق ندارند در اولین متمم قانون تصمیم بگیرند که چه چیزی را منتشر کنند یا نکنند، یا حتی چه چیزی را تقویت کنند یا نکنند. . اگر کاربران زیادی دارید و به محتوای تولید شده توسط کاربر تکیه می کنید، اولهام معتقد بود، تقریباً باید اجازه دهید سایت شما یک سایت رایگان برای همه باشد.

این بود. یک تصمیم بسیار عجیب (که احتمالاً منجر به رویارویی در دادگاه عالی خواهد شد). اولاً، رویه دیوان عالی اعلام کرده است که متمم اول نه تنها دولت را از ممنوعیت سخنرانی منع نمی کند، بلکه دولت را از وادار کردن کسی به سخنرانی یا انتشار منع می کند.

اما این دقیقاً همان کاری است که HB20 انجام می‌دهد: صراحتاً از شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی می‌خواهد که محتوایی را منتشر کنند که در غیر این صورت ممنوع می‌شوند. (این لایحه ناشی از خشم محافظه کاران از اعتقاداتی است که شرکت های رسانه های اجتماعی محتوای جناح راست را حذف یا تقویت می کردند، از جمله ادعای تقلب در انتخابات.)

اولدهام با این استدلال که پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مشابه ناشران نیستند، این مشکل را حل می‌کند، زیرا آنها «عملاً هیچ کنترل یا قضاوت ویرایشی اعمال نمی‌کنند».

این ادعای عجیبی است، با توجه به اینکه سایت‌هایی مانند فیس‌بوک و یوتیوب چقدر زمان و هزینه صرف تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه محتوایی را تبلیغ کنند، چه محتوایی را تقویت کنند، چه محتوایی را به چه چیزی اختصاص دهند، عجیب است. کسب درآمد، محتوای ممنوعه و غیره. کاربران ممکن است محتوا را تولید کنند، اما پلتفرم‌ها دائماً از صلاحدید ویراستاری در مورد اتفاقاتی که برای آن محتوا می‌افتد استفاده می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که سایت‌هایشان کاربرانشان را از خود دور نمی‌کند یا در هرج و مرج فرو می‌روند. HB20 به طور موثر آنها را از انجام این کار باز می دارد.

علاوه بر اصلاحیه اول، حق پلتفرم ها برای مدیریت محتوا نیز توسط معروف ترین ماده قانونی در تاریخ اینترنت محافظت می شود. ، یعنی بخش ۲۳۰ قانون ارتباطات و نجابت سال ۱۹۹۶. بخش ۲۳۰ بیشتر به دلیل معافیت وب سایت ها از مسئولیت قانونی در مورد محتوایی که کاربران آنها پست می کنند شناخته شده است. اما صراحتاً به وب‌سایت‌ها اجازه می‌دهد تا هر محتوایی را که «مشکله» می‌دانند حذف کنند.

به عبارت دیگر، می‌گوید وب‌سایت‌ها می‌توانند محتوای مشکل‌زا را بدون نگرانی در مورد شکایت شدن پست کنند، <.>و که سایت‌ها می‌توانند در صورت تمایل محتوا را حذف کنند یا از ارسال آن خودداری کنند.

نظریه ۵th Circuit به سرعت این ادعا را رد می کند که قانون به پلتفرم ها حق تعدیل محتوا را می دهد با گفتن اینکه وب سایت های محتوای «ایرادگیری» مجاز به ممنوعیت هستند و شامل «نمی شود. محتوای سیاسی اما هیچ مدرکی برای این استدلال ارائه نمی دهد. و سناتور ران وایدن از اورگان، که مؤلف CDA بود، مخالف است. همانطور که او در سال ۲۰۱۹ بیان کرد، «بخش ۲۳۰ در مورد بی طرفی نیست. عادت زنانه. ۲۳۰ تماماً در مورد این است که به شرکت های خصوصی اجازه دهیم تصمیمات خود را برای کنار گذاشتن برخی از محتواها و حذف محتوای دیگر بگیرند.” در سال های اخیر به هدف مورد علاقه انتقاد محافظه کاران و لیبرال ها تبدیل شده است، البته به دلایل کاملا مخالف. محافظه‌کاران آن را دوست ندارند زیرا فکر می‌کنند که به وب‌سایت‌ها اجازه می‌دهد با سانسور راست‌گرایان کنار بیایند، در حالی که لیبرال‌ها فکر می‌کنند که به این سایت‌ها اجازه می‌دهد تا رویکردی غیرمستقیم برای کنترل اطلاعات نادرست، سخنان نفرت‌انگیز، تحریک به خشونت و موارد مشابه داشته باشند.

دونالد ترامپ سعی کرد آن را لغو کند زمانی که او در دفتر، و هفته گذشته رئیس جمهور جو بایدن از کنگره خواست تا از شر “مصونیت ویژه برای شرکت های فناوری” خلاص شود. اما در حال حاضر ماده ۲۳۰ همچنان قانون است. و تصمیم روز جمعه نشان می‌دهد که چرا، با وجود همه انتقاداتی که با آن مواجه شده است، همچنان برای یک اینترنت قوی ضروری است. و وب‌سایت‌های مختلف) بسیار محتاط‌تر و ریسک‌گریزتر خواهند بود، که باعث می‌شود در مورد سانسور هر چیزی که ممکن است آنها را در معرض شکایت قرار دهد، تهاجمی‌تر شوند. و بدون حق قانونی برای تعدیل محتوا، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی حتی بیش از آنچه که هستند، با سخنان نفرت انگیز و اطلاعات نادرست غرق خواهند شد.

بخش ۲۳۰ یک ماده ناقص است. اما لغو آن می‌تواند اینترنت را آنطور که می‌شناسیم ویران کند.

این بدان معنا نیست که کاری برای مقابله با آن انجام نمی‌شود. با مشکلاتی که رسانه های اجتماعی ایجاد کرده اند. مسئله اساسی در مورد سمی بودن رسانه‌های اجتماعی این است که الگوریتم‌های این سایت‌ها می‌توانند در نهایت مواردی مانند سخنان نفرت‌انگیز و اطلاعات نادرست را تبلیغ و تقویت کنند و مردم را به سوراخ‌های خرگوش بفرستند که در غیر این صورت هرگز در آن گم نمی‌شدند.

بنابراین واداشتن شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی به انجام کارهای بیشتر برای کنترل و محدود کردن دسترسی و قدرت آن الگوریتم‌ها بسیار مهم است. هم محافظه‌کاران و هم لیبرال‌ها می‌خواهند پلتفرم‌ها اطلاعات بسیار بیشتری را در مورد نحوه عملکرد الگوریتم‌هایشان و نحوه شکل‌دهی تجربه کاربر به مصرف‌کنندگان فاش کنند و اطلاعات عمیقی را در مورد تأثیر الگوریتم‌ها در تقویت محتوا به قانون‌گذاران ارائه کنند. . این مکانی برای شروع خواهد بود.

اما، در هر کاری که انجام می‌دهیم، رعایت تعادلی که در قلب بخش ۲۳۰ قرار دارد ضروری است: به وب‌سایت‌ها اجازه می‌دهیم مکان‌هایی باشند که در آن کاربران قرار بگیرند. می توانند نظرات و سایر مطالب خود را به اشتراک بگذارند و همچنین حق خود را برای تعدیل آن محتوا به رسمیت بشناسند تا سایت های خود را از تبدیل شدن به مخازن سمی حفظ کنند.

آنچه HB20 را به چنین قانون فاجعه باری تبدیل می کند این است که در تعقیب هدف اول، دومی را کاملاً نادیده می گیرد. تحت عنوان حمله به سانسور، حقوق اصلاحیه اول پلتفرم‌ها را زیر پا گذاشته و حمایت‌های بخش ۲۳۰ را کاملاً نادیده می‌گیرد.

در حمایت از قانون ، ۵ مدار اشتباه کرد. اکنون باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا دیوان عالی آن را درست می‌گیرد یا خیر.

محمدرضا حفظی

رنجیدم ولی تهش خیلی شیک خندیدم گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا