تکنولوژی

سارا کندزیور توضیح می دهد که چگونه تئوری های توطئه به جریان اصلی تبدیل شدند

سارا کندزیور توضیح می دهد که چگونه تئوری های توطئه به جریان اصلی تبدیل شدند

آنها می دانستند توضیح می دهد که چگونه نخبگان قدرتمندی مانند دونالد ترامپ و جفری اپستاین موفق شد بدون مجازات در رفتار مشکوک و گاه جنایتکارانه قرار گیرد. توسط مبلغان ماهری که از تئوری‌های توطئه استفاده می‌کنند تا افکار عمومی را منحرف کنند و کلاهبرداران احتمالی را از تابش نظارت عمومی و قانونی دور نگه دارند، فعال می‌شود.

در مصاحبه‌ای با کندزیور، او در مورد ماهیت توطئه‌ها صحبت کرد. چگونه شبکه های اجتماعی به آنها پاسخ داده اند و چگونه ممکن است در آینده از آنها برای آسیب های سیاسی استفاده شود. این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح ویرایش شده است.

شما در این کتاب استدلال می‌کنید که صنایعی که وظیفه رعایت عدالت و پاسخگویی را دارند، از جمله سیاست، قانون و رسانه‌ها، به قلمرو این سازمان تبدیل شده‌اند. طبقه ثروتمند برای من، بزرگترین نکته کتاب شما این است که به همین دلیل است که نظریه های توطئه – که اغلب حاوی هسته های حقیقت هستند – هرگز به طور جدی مورد بررسی قرار نمی گیرند. آیا می توانید آن را برای من باز کنید؟

اتاق پژواک رسانه ای سیاسی اکنون نسبت به دهه های گذشته پرجمعیت تر است. مانع بزرگی برای ورود به روزنامه نگاری نیست. و روزنامه‌نگاری در برابر قدرت و اقتدار چالش برانگیزتر بود. ما اکنون سیستمی داریم که در آن به مدارک گران قیمت نیاز است، اغلب کارآموزی بدون حقوق، پرداخت و در معرض قرار گرفتن، و غیره. فکر می کنم در سال های اخیر کمی به سمت بهتر شدن تغییر کرده است. با ظهور اتحادیه‌ها، حداقل این موضوعات صریح‌تر از زمانی که من برای اولین بار در بیش از یک دهه پیش شروع به نوشتن در مورد آنها کردم، مطرح می‌شوند.

با این حال، پیامدهای آن، از نظر سیاسی، درست در مقابل ما است: ارتقاء فردی مانند جرد کوشنر که محصول این سیستم شایستگی خریداری شده است. و روشی که مردم در مورد جنایات و توطئه های بسیار جدی در قلب دولت ترامپ، و همچنین سایر بازیگران سیاسی، از جمله در حزب دموکرات، نگاه می کنند. روزنامه نگاری دسترسی به یک امر عادی تبدیل شده است.

و بنابراین باید از خود بپرسید چه کسی و چرا دسترسی دارد؟ افراد درون این حلقه‌های اجتماعی متمول و ثروتمند، کسانی هستند که نه تنها دسترسی دارند، بلکه می‌خواهند جایگاه خود را در سلسله مراتب حفظ کنند. و برای انجام این کار، آنها باید از بازیگران قدرتمند محافظت کنند. این به خودی خود به اندازه کافی بد است، اما زمانی که یک فرقه جنایتکار به قدرت می رسد، همانطور که در مورد دولت ترامپ اتفاق افتاد، به این معنی است که شما برای افراد بسیار خطرناک [درگیر] توطئه های واقعی، نقش روابط عمومی را بازی می کنید. به عنوان مثال می توان به عملیات اپشتین-مکسول، طرح کودتا برای ترامپ و حملات ۶ ژانویه اشاره کرد. اینها توطئه های واقعی هستند، مانند افرادی که دور هم جمع شدند، مخفیانه آنها را برنامه ریزی کردند، آنها را اجرا کردند و آنها را پنهان کردند.

آنها نمی خواهند بیش از حد عمیق در آن کاوش کنید، زیرا افراد اطراف خود را که درگیر بودند، نه لزوماً به عنوان افرادی که مستقیماً درگیر هستند، بلکه به عنوان شاهد درگیر می‌شوند. و شما گاهی اوقات بعد از این واقعیت می بینید که وقتی این توطئه هولناک به این صورت فاش می شود، آنها اعتراف می کنند که همیشه می دانستند، و این بخشی از جایی است که عنوان از کجا آمده است.

آیا شما معتقدید که اینطور است. زمانی اتفاق افتاد که خبرنگاران معروف واشنگتن پست و نیویورک تایمز در مورد افرادی مانند دونالد ترامپ گزارش دادند؟

این بستگی به این دارد که خبرنگاران، زیرا کار تحقیقی واقعی که حداقل سعی در بررسی امور مالی دارد. من فکر می‌کنم اغلب تلاش‌هایی از بالا به پایین در درون این سازمان‌ها، در واشنگتن پست و نیویورک تایمز برای سرکوب کار سخت و گزارش‌دهی کارکنان خود وجود دارد. ما شنیده ایم که آنها از این موضوع شکایت می کنند، و شاهد بوده ایم که مردم از این موضوع کناره گیری کرده اند. بسیاری از افرادی که بالا رفته اند، اغلب محصول خویشاوند گرایی یا افرادی هستند که اعضای خانواده آنها در واقع کارمندان سابق خانواده ترامپ یا خانواده کوشنر هستند. منظورم این است که مادر مگی هابرمن برای روبنشتاین کار می کرد، شرکت تبلیغاتی که نماینده ترامپ بود، کوشنر، اپستین، روپرت مرداک و غیره. من سعی می‌کنم او را صرفاً بر اساس کارش، با گزارش‌هایش قضاوت کنم، که فکر می‌کنم در نوع خود بسیار بد است، اما جدا کردن چنین پیش‌زمینه‌ای سخت است – آن روابط بسیار شخصی، این واقعیت که راجر استون دوست خانواده و روز تولد فرزندانش را می داند – از گزارش. من نمی دانم چگونه می توانید در آن شرایط عینی باقی بمانید، و این موضوع زیاد مطرح نشده است.

من فکر می کنم این موضوع مرتبط است زیرا او نمونه ای از یک نوع، و یک مثال افراطی. اما بسیاری [روزنامه‌نگاران] هستند که در ثروت و امتیاز به دنیا آمدند و شغل خود را به دست آوردند زیرا می‌توانستند با حقوق بسیار پایین در شهری بسیار گران زندگی کنند. من فکر می کنم که این فقط به گزارش ضعیف منجر می شود زیرا بسیاری از داستان ها ناگفته باقی می مانند و بسیاری از چهره های فاسد بدون چالش باقی می مانند. باز هم، این همه چیز نیست. افرادی هستند که این کار بسیار سخت را انجام می دهند. اما با توجه به روشی که رسانه ها یکپارچه شده اند و همچنین بودجه آنها کم شده است – به ویژه روزنامه نگاری تحقیقی – فکر می کنم برای مردم عادی حتی سخت تر است که بتوانند این نوع کار را انجام دهند.

در طول این کار، حتی سخت تر است. همه‌گیری، QAnon و تئوری‌های توطئه به یک پدیده اصلی تبدیل شدند. چرا مردم به آنها نیاز داشتند؟ به نظر شما چرا همسایه من، که معمولاً فردی منطقی است، با چیزی مانند QAnon درگیر شد؟

من فکر می‌کنم چند چیز در حال وقوع است. من . . . فکر می‌کنم در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ زمان زیادی را در اینترنت صرف کردیم، و فکر نمی‌کنم برای هیچ‌کس خوب باشد. همه آسیب دیده بودند، همه می ترسیدند، همه جواب می خواستند. و وقتی در چنین حالتی هستید، از نظر روانی، من فکر می کنم بیشتر مستعد تبلیغات هستید. شما همچنین زمان زیادی در اختیار دارید تا مسائل را بررسی کنید و به دنبال یک حس اجتماعی هستید، و فکر می‌کنم برخی از افراد با QAnon به این موضوع پی برده‌اند. و همچنین فکر می‌کنم مردم آن را در فرقه‌های رهبران سیاسی، چه در جناح راست با ترامپ، و چه در اطراف مولر، و اطراف فائوچی، پیدا کردند. من فکر می کنم مردم به سمت ناجیان کشیده می شوند. آنها به این ایده کشیده شده اند که کسی قرار است وارد عمل شود و همه ما را از شر بازیگران مخرب نجات دهد، به خصوص در وضعیت عمیق نقل قول-بی نقل قول.

[P]افراد به‌طور تصادفی در ۶ ژانویه ظاهر نشدند و لباس‌های مشابه پوشیدند. تی‌شرت‌های جنگ داخلی ۶ ژانویه.»

–سارا کندزیور

اما مسئله این است که این یک جنبش کاملاً ساختگی نیست. این یک جنبش ارگانیک است که افراد عادی را به عنوان طرفداران به حساب می آورد. و من فکر می کنم بسیاری از آن افراد به دنبال توضیحی در مورد فسادی بودند که دیدند. آنها اغلب بیشتر از منظر جناح راست به آن پرداختند. آنها بخش هایی را در فاکس نیوز تماشا کردند یا چیزی را در Breitbart، میم های فیس بوک یا هر چیز دیگری دیدند. اما من فکر می‌کنم که از نظر دیدگاه [سیاسی] طیف متنوعی از مردم وجود دارد و برخی صرفاً به دنبال حقیقت هستند. و نکته تاسف بار این است که آنها یک مزیت داشتند زیرا رسانه های اصلی و مقامات ما در کنگره و FBI از مواردی مانند پرونده اپشتین-مکسول دوری می کنند. آنها نمی خواستند در مورد آن تحقیق کنند یا آن را محاکمه کنند. سرپوش گذاشتند. آنها به طور دقیق، کافی یا به موقع در مورد آن گزارش ندادند.

و بنابراین وقتی اپستین در نهایت در زندان خودکشی کرد، QAnon و یارانش به نظر می رسید که آنها این آینده نگری باورنکردنی را داشتند، که وقتی دیگران در توپ بودند. به سمت دیگری نگاه می کرد آنها به طور گسترده در مورد آن گزارش دادند، و به آنها ظاهری مشروع به سایر افرادی داد که در جستجوی اطلاعات در مورد آن موضوع خاص بودند. مشکل این است که آن‌ها به درون جمع کشیده می‌شوند و شروع به نگاه کردن به چیزهایی می‌کنند مانند جان اف کندی جونیور که از مردگان برمی‌خیزد و آدم‌خوارها و انواع چیزهای دیگر که مبتنی بر شواهد یا حقیقت نیستند.

من این ایده را داشتم که آن افراد QAnon آدم‌های حیله‌گر هستند، یا تنها یا بی‌حوصله یا منزوی هستند، و بسیاری از آن‌ها به یک باور خاص می‌چسبند و سپس آسمان و زمین را می‌گردند تا شواهدی را پشت آن باور قرار دهند. آیا ما به آن افراد اعتبار زیادی می دهیم؟

خب، این گروه غول پیکری از مردم هستند که خود را در این نوع حرکت غوطه ور می کنند. . . . بسیاری از مردم واقعاً به شدت بی حوصله بودند و تقریباً مانند یک برنامه تلویزیونی آن را دنبال می کردند. آیا این افراد مهارت تفکر انتقادی دارند؟ مهارت های تحقیق؟ مسئله این است که من فکر نمی‌کنم این لزوماً کارآگاهی درخشانی از سوی بازیگران وابسته به QAnon باشد که به موضوعات واقعی می‌پردازند. شواهد همه وجود داشت. تا حدی عمدا دفن می شد. باید به نوعی آن را حفاری می کردید، اما در مالکیت عمومی بود. بنابراین تنها کاری که باید انجام می دادید این بود که به صورت آنلاین در منابع اصلی کار کنید. آنها از اسناد دادگاه، اسناد رسمی، شهادت ها و مواردی از این دست استفاده می کردند. آنها از همان منابعی استفاده می کردند که در دسترس همه بود، از جمله برای صاحبان رسانه های جریان اصلی.

روزان بار نمونه اولیه افرادی است که ترامپ سرسخت بودند، و آنها این نوع نگاه مسیحایی به او داشتند. و مقدار زیادی از آن در QAnon کشت شد. آنها معتقد بودند که ناجی آنها محافظت خواهد شد، هر اتفاق بدی برای او – دستگیری بسیاری از کارکنان این کمپین به عنوان عوامل خارجی یا پولشویی یا غیره – همه بخشی از برنامه بود. شما همیشه باید به طرح اعتماد کنید، و آنها از این تمایل برای روایتی دلپذیر در پایگاه ترامپ استفاده کردند. عملیات‌های تبلیغاتی مشابهی از این نوع تمایل در پایگاه دموکرات‌ها بهره می‌برد و می‌گفت که دستگیری‌ها همیشه قریب‌الوقوع هستند و ترامپ در حال سقوط است.

و همانطور که در کتاب می‌گویید، نسخه‌ای وجود دارد. این رقم ناجی برای هر دو طرف است. مسیحای من رابرت مولر بود.

بسیاری از مردم به مولر امیدوار شدند. اما هرچه تحقیقات بیشتر طول می‌کشید، ترامپ آسیب بیشتری وارد می‌کرد، اطلاعات بیشتری در آن زمان منتشر می‌شد. و این زمانی است که من واقعاً فکر می کنم روزنامه نگاری تحقیقی در حال بهتر شدن بود. مردم واقعاً مایل بودند در داستان‌هایی که در سال‌های ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ درباره افرادی که در مجاورت ترامپ بودند، با کوشنر با روابط با روسیه و غیره، از آنها اجتناب کرده بودند، بکاوند. بنابراین من دریافتم که مردم امیدشان را افزایش دادند. مشکل زمانی بود که مشخص شد این به کیفرخواست منجر نمی‌شود و چیزی بسیار اشتباه است. و زمانی که قضات پرونده های مربوط به تحقیقات مولر به خشونت و مرگ تهدید می شدند، نشانه های آشکاری از آن وجود داشت. این برای قاضی دادگاه مانافورت اتفاق افتاد، و به قاضی در دادگاه استون. و ناگهان همه چیز به یکباره خاموش می شود. و بار آخرین ضربه مرگ را وارد می کند.

من بخشی از کتاب در مورد پیتزاگیت را جذاب و کمی تعجب آور یافتم. فکر می کنم آنچه شما می گویید این است که Pizzagate (که می‌گفت نخبگان دموکرات در زیرزمین یک پیتزافروشی D.C به نام Comet Ping Pong یک حلقه سکس کودکان راه‌اندازی می‌کنند) فقط این تئوری توطئه دیوانه‌کننده‌ای نبود که از اینترنت بیرون آمد، بلکه یک برنامه از پیش برنامه‌ریزی شده بود. رویداد تبلیغاتی، یک تئوری توطئه مسلحانه، که همگی توسط افرادی مانند راجر استون، مایکل فلین، و استیو بنن به عنوان راهی برای بیرون انداختن مردم از بوی جنایات واقعی تهیه شده است.

درست قبل از انتخابات ۲۰۱۶، یک زن در دادگاه گفت اینکه ترامپ در ۱۳ سالگی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت و قربانی عملیات قاچاق اپشتین شد. او قرار بود حدود یک هفته قبل از انتخابات یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کند. همه اینها لغو شد زیرا او و وکیلش هر دو به مرگ تهدید شدند.

کمی پس از آن، جنبش Pizzagate واقعا بلند شد این فقط افراد تصادفی در اینترنت نبودند که این را منتشر کردند. افرادی مانند مایکل فلین و مایکل فلین بودند پسر; عواملی مانند مایک سرنوویچ، الف> که بخشی از این دستگاه جمهوری خواه است. در آن زمان، بسیاری از مردم به این افراد بسیار غیرمتعارف نگاه می کردند. . . فکر نمی‌کنم مردم این موضوع را به‌عنوان وسیله‌ای برای تبلیغات جدی بگیرند، زیرا می‌گفتند: «خب، چه جور آدمی باور می‌کند که در زیرزمین ستاره دنباله‌دار پینگ‌پنگ یک سیاهچال تجاوز برای کودکان وجود داشته باشد؟ این بدیهی است که دیوانه کننده است.»

اما نکته اینجاست که این شایعه در میان بسیاری از سوء ظن ها در مورد دست داشتن افراد ثروتمند و قدرتمند در عملیات های قاچاق کودک دوست، از جمله شاهزاده اندرو، آهود باراک، و بیل کلینتون (توسط پروکسی، او با هواپیمای [اپشتاین] پرواز کرد).

بنابراین [Pizzagate] را بیرون گذاشتند تا همه مایل به گزارش در مورد آن نباشند. زیرا نمی خواهید آن را بالا ببرید. ممکن است به طور تصادفی با گزارش دادن آن شایعه را منتشر کنید. بنابراین تردید قابل درک در آنجا وجود دارد. اما آن‌ها همچنین نمی‌خواستند داستان‌های واقعی زیر را گزارش کنند، مبنی بر اینکه این سابقه مقامات سیاسی ایالات متحده و دیگر نخبگان قدرتمند جهانی وجود دارد که به دختران یا کودکانی که توسط این عملیات‌های فراملی وحشتناک خریداری شده‌اند تجاوز می‌کنند.

آره، اینجوری ذهنم را به هم می زند. منظورم این است که وقتی به خلاقیتی فکر می‌کنم که باید برای فکر کردن به چیزی مانند Pizzagate نیاز باشد، تقریباً باورنکردنی است و صادقانه بگویم، این کار باعث می‌شود افرادی مانند استون و فلین مانند نابغه‌های شیطانی به نظر برسند.

من فکر می کنم آنها هستند! من از آنها تعریف نمی کنم؛ من فکر می کنم آنها افراد وحشتناکی هستند، مانند تأکید بر شیطان. اما اینها افراد بسیار بسیار باهوشی هستند که بینش فوق العاده ای نسبت به رفتار انسانی و تجربه چندین دهه تبلیغات و دستکاری رسانه ای و سیاسی دارند. این شغل آنهاست و تمام زندگی آنها بوده است. بنابراین تعجب آور نیست که آنها بسیار موفق باشند، و تعجب آور نیست که آنها از این روش های غیر متعارف استفاده کرده اند زیرا این همان کاری است که آنها در تمام مدت انجام داده اند. آنها آن را زیر این نوع رفتارهای عجیب و غریب پنهان می‌کنند – این لباس‌ها و این عبارات زننده یا فحش‌های طولانی و ناسزا، زیرا می‌دانند که افراد محترم، نقل قول-بی‌نقل، همه چیز را به باد خواهند داد. آن‌ها به آن‌ها خیلی مضحک نگاه می‌کنند که احتمالاً نمی‌توانند این نوع توطئه را انجام دهند، و نه به‌عنوان افرادی که فرهنگ پاپ آمریکا، رسانه‌های آمریکایی، و سرخوردگی آمریکایی‌ها را درک می‌کنند، و این واقعیت که بسیاری از مردم از آن خسته شده‌اند. چه خبر است.

بر اساس همه چیزهایی که در مورد تئوری‌های توطئه و افرادی که در آنها شرکت می‌کنند، کشف کرده‌اید، فکر می‌کنید شبکه‌های اجتماعی بزرگ تا چه اندازه در مورد تعدیل، سانسور یا ممنوع کردن آن بودند. نوع محتوا؟

من فکر می‌کنم اگر کسی را به خشونت تهدید می‌کنید، اگر کسی را دشنام می‌دهید، چنین رفتاری است. که من فکر می کنم این ممنوعیت شایسته است. اگر فقط اطلاعات می دهید، به خصوص اگر مبتنی بر اسناد مالکیت عمومی، اسناد دادگاه، گزارش ها و غیره باشد، و از قدرت انتقاد کنید، فکر نمی کنم این دلیلی برای آن باشد.

من [به خاطر می آورم] مشاهده موضوعات بسیار خوب تحقیق شده از برخی از آن افراد [QAnon]. همه آنها رفته اند افرادی که در توییتر و سایر رسانه های اجتماعی اعلام کردند که قصد دارند در ۶ ژانویه به ساختمان کنگره یورش ببرند و به دنبال رزرو هتل و این همه خرده کاری روزانه هستند. البته حسابشون پاک شد. ترامپ هم حذف شد. من فکر می‌کنم اگر در آن حساب‌ها مشکلی وجود داشت – اگر حاوی اطلاعاتی بود که می‌تواند اطلاعات نادرست یا اطلاعاتی آسیب‌زا باشد – باید به عنوان اسناد و شواهد تاریخی مسدود می‌شد. به طوری که آنها بتوانند ببینند که این یک نقشه بود، و اینکه مردم به طور تصادفی در ۶ ژانویه با تی شرت های مشابه جنگ داخلی ۶ ژانویه ظاهر نشدند.

من باید به شما بگویم که وقتی وارد کتاب شما شدم، خود را در مکانی تاریک دیدم. وقتی طبقه‌ای از افراد غیرقابل لمس ثروتمند دارید که بدون مجازات مرتکب جنایات می‌شوند و صرفاً فراتر از قانون هستند، این باعث می‌شود که احساس ناتوانی کنید، و متعجب هستید که چگونه یک دموکراسی می‌تواند با این جریان زنده بماند. می بینید این کجا می رود؟ آیا آونگ می تواند به نحوی به سمت حقیقت و عدالت حرکت کند؟

به نظر من شما باید آونگ را فشار دهید. فکر نمی‌کنم فوراً به خودی خود نوسان کند. و راهی که اکنون در حال حرکت است به یک مکان بسیار تاریک است، و تا حدی تاریک است، زیرا مردم نمی‌خواهند آن را روشن کنند. آنها نمی خواهند همه چیزهای فاسدی را که در طول دهه ها رخ داده است، روشن کنند. آنها نمی خواهند با معافیت جنایی نخبگان آشتی کنند، و به نظر من این قابل درک است. منظورم این است که ما از طریق یک بیماری همه گیر زندگی می کنیم، ما از طریق فجایع آب و هوایی زندگی می کنیم. چیزهای زیادی وجود دارد که در زندگی روزمره افراد را تحت فشار قرار دهد. اضافه کردن این به آن بسیار طاقت فرسا است.

من این کار را برای امرار معاش انجام می دهم و از عوارض عاطفی که می کشد غرق می شوم. اما مشکل این است که سایر افرادی که وظیفه آنها این است که به این موضوع نگاه کنند، مقامات ما در کنگره یا FBI یا سایر روزنامه نگاران تحقیقی، تمایل دارند به سمت دیگری بروند و به دنبال موضوعات ساده تر، سیاست مسابقه اسب دوانی و غیره باشند. چهارم.

من فکر نمی‌کنم بدون حقیقت بتوانیم جلو برویم. من فکر نمی‌کنم که بتوانیم بدون حقیقت پاسخگو باشیم، و فکر می‌کنم که مدیون آن هستیم. من فکر می کنم آمریکایی ها لایق بهتری هستند. این نتیجه نهایی است. بنابراین وقتی در آن مکان تاریک قرار می‌گیرم، این چیزی است که به آن پایبندم. فقط به تمام افرادی که در نتیجه این افراد آسیب دیدند و چقدر ناعادلانه است فکر کنید. تعهدی وجود دارد، و اگر بتوانم در متوقف کردن آن مشارکت کنم، حتی اگر فقط با مستندسازی باشد، سعی می کنم این کار را انجام دهم.

محمدرضا حفظی

رنجیدم ولی تهش خیلی شیک خندیدم گول اونایی که تظاهر میکنن رو نخور چون پشت سفیدی ،سیاهی قرار داره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا